اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١ - انگيزههاى غيبت
آزادى بيشترى احساس مىكند، و مطالبى را كه به صورت جدى قادر بر بيان آن نبود، در لباس شوخى و طنز بيان مىكند.
اضافه بر اين گاه غيبت با تعبيرات صريح (به اصطلاح دلالت مطابقى و تضمّنى) انجام مىگيرد، و گاه به دلالتهاى التزامى و تعبيرات كنايى كه ابلغ من التّصريح است، مثلًا هنگامى كه سخن از مؤمنى به ميان مىآيد مىگويد بگذريم، شرع مقدس دهان ما را در اينجا بسته است، و با اين تعبير نشان مىدهد كه او مرتكب گناهان زشتى شده است و اى بسا اگر صريحاً بيان مىكرد، چيز كمى به نظر مىرسيد، اما چون با اشاره اجمالى بيان مىكند ذهن طرف به سراغ هر گناهى مىرود.
يا اين كه مىگويد: فلان كس داراى صفات بسيار خوبى است ولى ... سپس سكوت مىكند.
و گاه در مقام خيرخواهى و دلسوزى مىگويد: «خداوند عاقبت فلان كس را به خير كند». يا مىگويد: من از عاقبت او سخت بيمناكم و در واقع گناه را در لباس طاعت عرضه مىكند. و به گفته بعضى از بزرگان مرتكب گناه مضاعفى مىشود، هم غيبت و هم رياكارى، غيبت از اين نظر كه با همين گفتار سر بسته، معايب زيادى را به طرف نسبت داده است، رياكارى از اين نظر كه مىخواهد بگويد من اهل غيبت نيستم و مطيع فرمان پروردگارم.
انگيزههاى غيبت
غيبت از گناهانى است كه عوامل بىشمارى دارد، كه هر كدام به تنهايى مىتواند سرچشمه غيبت شود، از جمله:
١- حسد ٢- خودخواهى و خود برتر بينى ٣- غرور و نخوت ٤- انحصارطلبى ٥- كينهتوزى ٦- جاهطلبى ٧- دنيا پرستى و علاقه به مال و مقام ٨- رياكارى ٩- تزكيه نفس و اظهار پاكى و تقوا ١٠- ايجاد سرگرمى ناسالم ١١- سوء ظن ١٢- انتقام جويى ١٣- تشفّى قلب و فرونشاندن غضب ١٤- سخريه و استهزاء و امور ديگرى از اين قبيل.