اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٦ - انگيزههاى صدق
مفهوم صدق
با اين كه اين واژه از واژههايى است كه همگى با معنى و مفهوم آن آشنا هستيم در عين حال در ميان دانشمندان در تعريف آن گفتگوهاى زيادى است، بعضى صدق و راست گويى را به معنى مطابقت محتواى سخن با واقعيت ذكر كردهاند، در حالى كه بعضى ديگر آن را مطابقت با تشخيص و اعتقاد گوينده مىدانند، و از آيه شريفه سوره منافقون براى اين سخن استمداد جستند، آنجا كه مىفرمايد: «اذا جائَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ انَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ انَّكَ لَرَسُولُهُ- وَاللَّهُ يَشْهَدُ انَّ الْمُنافِقينَ لَكاذِبُونَ؛ هنگامى كه منافقان نزد تو آيند مىگويند ما شهادت مىدهيم كه يقيناً تو رسول خدايى، خداوند مىداند كه تو رسول او هستى، ولى خداوند گواهى مىدهد كه منافقان دروغگو هستند». [١]
بديهى است منافقان كه شهادت به رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىدادند سخنى مطابق واقع مىگفتند، ولى چون مطابق اعتقاد آنها نبود به عنوان دروغگو معرفى شدند ولى در پاسخ اين سخن مىتوان گفت كه نسبت دروغ به منافقان از اينجا سرچشمه مىگيرد كه آنها شهادت به رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله را به صورتى ابراز مىداشتند كه مفهومش اين بود كه مطابق اعتقاد درونى ما است، و چون اين سخن با واقعيت مطابق نبود نسبت دروغ به آنها داده شده است، يعنى آنها در اين اظهار كه اين سخن موافق اعتقاد درونى آنها است دروغگو بودند، بنابراين صدق و كذب در هر حال بر اساس تطابق با واقعيتها مشخص مىشود.
ولى اميرمؤمنان على عليه السلام كه همه چيز را از زاويه عبوديت پروردگار مىبيند در تعريف صدق و كذب، سخن ديگرى دارد مىفرمايد: «الصِّدْقُ مَطابِقَةُ الْمَنْطِقِ لِلْوَضْعِ الْإِلهِى وَ الْكِذْبُ زَوالُ الْمَنْطِقِ عَنِ الْوَضْعِ الْأِلهِى؛ صدق همان مطابقت سخن با وضع الهى است، و كذب ناهماهنگى سخن باوضع الهى است». [٢]
منظور از وضع الهى ظاهراً همان وضع جهان آفرينش است، كه به اراده و فرمان
[١]. سوره منافقون، آيه ١.
[٢]. شرح غرر فارسى، حديث ١٥٥٢ و ١٥٥٣، جلد اول، صفحه ٤٠٠.