اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٠ - تفسير و جمع بندى
خود آن را مىبينند» (يُجادِلُونَكَ فِى الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَانَّما يُساقُونَ الَى الْمُوتِ وَهُمْ يَنْظِرُونَ).
قرائن نشان مىدهد گروهى از تازه مسلمانان كه تجربه جنگ نداشتند سخت از حركت به سوى ميدان وحشت داشتند و با اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله با صراحت به آنها گفته بود: من اين راه را به فرمان خدا مىروم باز با پيامبر صلى الله عليه و آله پيوسته مجادله مىكردند كه از اين راه برگردد، گويى مرگ را در چند قدمى خود مىديدند و در واقع ضعفايمان و ترس از مرگ و شهادت آنها را وادار كرده بود كه با دلايل واهى و بهانههاى گوناگون به تضعيف اراده پيامبر صلى الله عليه و آله برخيزند. قرآن آنها را نكوهش مىكند و در آيات بعد تصريح مىكند كه اراده خدا بر اين قرار گرفته بود حق را تقويت كند و ريشه كافران را قطع نمايد (هر چند افراد ضيعف الايمان گرفتار تخيّلات و اوهامى شده بودند).
از اين آيه به خوبى استفاده مىشود يكى از سرچشمههاى جدال و بحثهاى غيرمنطقى ضعف نفس وترس از مقابله با حوادث مهم است.
در تواريخ معروف اسلامى آمده است: هنگامى كه خبر حركت لشكر قريش از مكه براى نجات كاروان تجارتىشان كه در راه بود و شنيده بودند مسلمانان قصد حمله به آن كاروان را دارند، در همه جا منتشر شد، گروهى از مسلمانان ضعيف موكّداً از پيامبر صلى الله عليه و آله خواستند كه به مدينه باز گردد، چرا كه توان مقابله را با لشكر قريش ندارند و اصولًا براى جنگ نيامدهاند.
از جمله ابوبكر برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا! سردمداران قريش هرگز به كسى ايمان نياوردند، و هيچگاه شكست نخوردند، و ما آماده جنگ نيستيم (يعنى بهتر است به مدينه باز گرديم و با آنها روبرو نشويم).
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: بنشين. [١]
سپس عمر برخاست و همان سخن ابوبكر را تكرار كرد، پيامبر صلى الله عليه و آله به او نيز فرمود بنشين.
[١]. مغازى واقدى، جلد ١، صفحه ٤٨.