اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٤ - تفسير و جمعبندى
رابطه اين دو گناه (پيمان شكنى و دروغ) با نفاق روشن است، زيرا نفاق چيزى جز دوگانگى ظاهر و باطن نيست. پيمان شكنان دروغگو نيز تظاهر به پايبند بودن به تعهدات و صداقت و راستى مىكنند، در حالى كه چهره باطن آنها چيزى غير از آن است.
آرى بسيارند كسانى كه همچون ثعلبة بن حاطب انصارى كه وقتى در تنگناهاى زندگى قرار مىگيرند به درگاه خدا روى مىآورند و با تمام وجود حل مشكل خود را از او مىخواهند، و عهدها و پيمانها با خدا مىبندند و نذرها مىكنند اما هنگامى كه گرههاى مشكلات گشوده شد و به مقصد رسيدند همه آنها را به فراموشى مىسپارند، كه اين مصداق بارز پيمان شكنى و دروغ و كذب و نفاق و دورويى است (از خدا مىخواهيم كه همه ما را از اين گونه اعمال حفظ كند).
در پنجمين آيه سخن از صفات و اعمال زشت منافقان در ميان است، و به خصوص روى مسأله دروغ گويى آنها تكيه مىكند مىفرمايد: «در دلهاى آنها نوعى بيمارى است؛ خداوند بر بيمارى آنها مىافزايد و عذاب دردناكى به خاطر دروغ هايى كه مىگفتند دارد» (فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ الِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ).
در اين آيه دقيقاً ذكر نشده است كه چه نوع دروغ هايى از آنها سر مىزد، ممكن است اشاره به دروغ هايى باشد كه در آيات قبل به آنها اشاره شد از جمله ادّعاى ايمان است در حالى كه در دل ايمان نداشتند، و ديگر خدعه و نيرنگى است كه نسبت به مؤمنان داشتند و با دروغهاى خود آنها را فريب مىدادند، و از همه مهمتر آن كه از هر فرصتى براى تكذيب پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله استفاده مىكردند. ولى در هر حال اين آيه مىگويد: عذاب اليم آنها به خاطر دروغهاى آنها است. و اين نشان مىدهد كه بدترين كار منافقان دروغ گويى آنها بوده است كه عذاب اليم مستند به آن شده، در حالى كه گناهان زياد ديگرى نيز داشتند.