اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠ - اسباب و انگيزههاى حبّ جاه
خاطر آنها به مال و ثروت است؛ زيرا رسيدن به مال از طريق جاه آسانتر است از رسيدن به جاه از طريق مال، چه اينكه بسيارند كسانى كه اموال زيادى دارند ولى بر قلوب مردم حاكم نيستند، اما كسانى كه بتوانند در دلهاى مردم نفوذ كنند به دست آوردن مال و ثروت براى آنان آسان است».
ثانياً اموال در معرض تلف قرار دارد و نگهدارى آن آسان نيست ولى اگر كسى بتواند مالكيت قلوب را براى خود فراهم سازد حفظ آن آسانتر است (هر چند در اين راه آسان است).
ثالثاً معمولًا مالكيت دلها روز به روز گستردهتر مىشود بىآنكه نياز به زحمت فراوانى داشته باشد و همان ثناخوانى مردم براى گسترش آن كافى است در حالى كه براى افزايش مال معمولًا زحمت فراوانى لازم است». [١]
گرچه مرحوم «فيض» مطالب بالا را براى بيان محبوبيت «جاه و مقام» ذكر كرده ولى از يك نظر مىتوان آنها را انگيزههاى «حبّ جاه» شمرد چرا كه وقتى جاه و مقام سبب افزايش مال و رسيدن به آرزوها و هوا گردد و اضافه بر آن سبب خضوع و تواضع مردم شود، طبيعى است كه نظرها به سوى آن جلب مىشود به طورى كه مىتوان گفت كمتر كسى است كه از حب جاه هر چند به صورت ضعيف و كمرنگ خالى باشد و در عبارت معروفى در السنه بزرگان آمده است: «آخِرُ ما يَخْرُجُ مِنْ قُلُوب الصّديِقينَ حُبُّ الْجاهِ؛ آخرين چيزى كه از دلهاى انسانهاى راستين خارج مىشود، جاهطلبى است». [٢]
ديگر از اسباب «جاهطلبى» «حبّ ذات» افراطى است كه انسان براى اشباع آن به هر كارى دست مىزند و سعى مىكند با دست و پا كردن مقامات بالاترى در اجتماع، خود را راضى كند.
عقده حقارت و خودكم بينى نيز، عكس العملهاى متفاوتى مىتواند داشته باشد
[١]. محجة البيضاء، جلد ٦، صفحه ١١٥- ١١٦ با تلخيص.
[٢]. اين عبارت را به عنوان روايت در كتب روائى مانند بحار، وسائل و مستدرك الوسائل با بررسى كامل نيافتيم.