اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٦ - وفاى به عهد در روايات اسلامى
|
غاضَ الْوَفاءُ وَ فاضَ الْغَدْرُ وَ اتّسَعَتْ |
مَسافَةُ الْخُلْفِ بَيْنَ الْقَوْلِ وَ الْعَمَلِ |
در عصر ما وفا كمياب شده و بىوفايى و پيمان شكنى فراوان گشته و فاصله ميان گفتار و عمل بسيار زياد شده».
٦- در حديث ديگرى از امام باقر عليه السلام چنين آمده است: «ثَلاثٌ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِاحَدٍ فِيهِنَّ رُخْصَةً اداءُ الْامانَةِ الَى البَرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ لِلْبَرَّ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَيْنِ بَرَّيْنِ كانا اوْ فاجِرَيْنِ؛ سه چيز است كه خداوند به احدى اجازه مخالفت با آن را نداده است؛ اداى امانت خواه صاحب امانت انسان نيكوكارى باشد يا بدكار، و وفاى به عهد، خواه طرف مقابل نيكوكار باشد يا بدكار، و نيكى به پدر و مادر خواه آن دو نيكوكار باشند يا بدكار». [١]
همين مضمون در جاى ديگر از امام صادق عليه السلام نيز نقل شده است. [٢]
اين حديث به خوبى نشان مىدهد كه در قانون وفاى به عهد و اداى امانت و نيكى به پدر و مادر هيچ گونه استثنايى وجود ندارد.
٧- در حديث ديگرى امام عليه السلام عهد و پيمان را همچون طوقى بر گردن انسان مىداند مىفرمايد: «انَّ الْعُهُودَ قَلائِدٌ فِى الْاعْناقِ الى يَوْمِ الْقِيامَةِ فَمَنْ وَصَلَها وَصَلَهُ اللَّهُ، وَ مَنْ نَقَضَها خَذَلَهُ اللَّهُ؛ عهد و پيمانها طوقى بر گردن انسان است تا روز قيامت، كسى كه آن را پيوند دهد (و به آن وفا كند) خداوند پيوند او را (با پاداشها و نعمتهايش) برقرار مىسازد، و كسى كه آن را بشكند، خداوند او را به حال خود رها مىسازد (تا در برابر حوادث روزگار درهم بشكند)». [٣]
٨- در حديث ديگرى آمده است كه شخصى به على بن الحسين امام سجاد عليه السلام عرض كرد: «اخْبِرْنِى بِجَمِيعِ شَرايِعِ الدِّينِ؛ تمام اصول اسلام را (به طور فشرده) براى من بيان فرما».
امام در پاسخ كوتاهى فرمود: «قَوْلُ الْحَقِّ وَالْحُكْمُ بِالْعَدْلِ وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ؛ سخن حق گفتن، و داورى به عدالت كردن، و به عهد وفا نمودن است». [٤]
[١]. اصول كافى، جلد ٢، صفحه ١٦٢، حديث ١٥.
[٢]. خصال، صفحه ١٤٠، حديث ١١٨.
[٣]. غررالحكم، حديث ٣٦٥٠.
[٤]. سفينة البحار، ماده عهد.