اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٢ - انگيزههاى امانت و خيانت
و با توجه به اين امور، نقطه مقابل آن كه انگيزههاى امانت است روشن مىشود.
امانت از ايمان و يقين به پروردگار عالم و علم و قدرت او واعتماد به وعدههاى او سرچشمه مىگيرد، امانت زائيده عقل و درايت و توجه به عاقبت امور و نتايج كارها است.
امانت دليل بر واقعبينى انسان، و رهايى او از چنگال اوهام و پندارهاى هوسآلود است.
امانت از شخصيت بالا و والاى انسان سرچشمه مىگيرد، چرا كه حاضرنمىشود خود را به مال و مقام و مواهب زودگذر مادى كه از طريق خيانت حاصل مىشود بفروشد.
و در يك كلمه امانت مولود فهم و شعور و عقل و ايمان و اخلاص و شخصيت است. گاه مىشود كه عامل خيانت فقر و ظلم است، و گروههايى كه به حقوق مشروع خود در جامعه نمىرسند، و به اين جهت تحت فشار فقر قرار مىگيرند، و دست آنها به خيانت آلوده مىشود، و به همين دليل در دستورهاى اسلامى آمده است كه براى حفظ امانت قاضى در قضاوتش بايد او را از بيت المال به طور كامل اداره كرد.
اميرمؤمنان على عليه السلام در عهدنامه مالك اشتر كه عالىترين برنامه مديريت است مىفرمايد: «وَافْسَحْ لَهُ فِى الْبَذْلِ، ما يُزِيلُ عِلَّتَهُ، وَتَقِلُّ مَعَهُ، حاجَتُه الىَ النَّاسِ، وَ اعْطِهِ مِنَ الْمَنْزِلَةِ لَدَيْكَ ما لا يَطْمَعُ فِيهِ غَيْرُهُ مِنْ خاصَّتِكَ لَيأْمَنَ بِذلِكَ اغْتِيالَ الرِّجالِ لَهُ عِنْدَكَ، فَانْظُرْ فى ذلِكَ نَظَراً بَلِيْغاً؛ و در بذل و بخشش به او (قاضى) سفره سخاوتت را بگستر آنگونه كه نيازمندىاش از ميان برود، و حاجتى به مردم پيدا نكند، و از نظر مقام و منزلت آن قدر مقامش را نزد خودت بالا ببر كه هيچ يك از ياران نزديكت به نفوذ كردن در او طمع نكند، و از توطئه اين گونه افراد نزد تو در امان باشد، و در اين موضوع با دقت بنگر». [١]
اين بحث را با حديث پر معنايى از امام صادق عليه السلام پايان مىدهيم، حديثى كه نشان مىدهد سرچشمههاى خيانت بسيار متنوع است، و براى حفظ امانت، بايد به
[١]. نهج البلاغه، نامه ٥٣.