اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٣ - تفسير و جمعبندى
مىفرمايد: (دعاى او را درباره فرزند اجابت كرديم و) او را به نوجوانى حليم و بردبار و پر استقامت بشارت داديم (فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَليمٍ).
جالب اين كه از ميان تمام صفات برجسته انسان، در اين آيه تنها روى صفت حلم و بردبارى تكيه شدهاست.
راغب در كتاب مفردات مىگويد: حلم به معنى خويشتن دارى به هنگام هيجان غضب است و از آنجا اين حالت از عقل و خرد ناشى مىشود كه گاه حلم به معنى عقل و خرد نيز به كار رفته است.
اين پيشگويى درباره «اسماعيل» تحقق يافت، هنگامى كه به صورت جوان نورسى درآمد هوشيارى و عقل و حلم و بردبارى خود را به هنگام فرمان الهى درباره ذبح او نشان داد و همان گونه كه در آيه بعد از آن آمده است، «به پدرش عرض كرد: «يا ابَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرْ؛ پدر جان آنچه را دستور دارى انجام ده» و در برابر مسأله ذبح تا آخرين مرحله كه فرمان خوددارى به ابراهيم عليه السلام داده شد خونسرد و تسليم بود.
در هفتمين آيه كه بيان صفات «عبادالرّحمن» (بندگان خاص خدا) مىكند در ضمن صفات برجسته دوازده گانه آنها اين صفت را بر مىشمرد، «هنگامى كه جاهلان آنها را خطاب مىكنند (و سخنان ناموزون به آنها نثار مىكنند) آنها در پاسخ سلام مىگويند (و از كنار آنها با حلم و بزرگوارى مىگذرند) «وَاذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً».
گرچه در اين آيه واژه حلم به كار نرفته، ولى مفهوم مجموع آيه آن است كه بندگان خاص خدا در برابر ناملايمات مخصوصاً سخنان زشت جاهلان خشمگين نمىشوند و بردبارى نشان مىدهند، و خود را از شر درگيرى با اين گونه افراد به وسيله حلم و بردبارى رهايى مىبخشند.
در حديثى كه در تفسير آيه آمده است چنين مىخوانيم كه: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روزى فرمود: جمعى از امت من باشند كه من آنها را دوست دارم و آنها نيز مرا