اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٢ - حسن ظن در روايات اسلامى
بداخلاقى و غيبت مؤمنين». [١]
٢- در حديث ديگرى از حضرت على عليه السلام مىخوانيم كه از داود پيامبر عليه السلام چنين نقل مىكند: «يا رَبِّ ما آمَنَ بِكَ مَنْ عَرَفَكَ فَلَمْ يُحْسِنِ الظَنَّ بِكَ؛ پروردگارا! كسى كه تو را بشناسد و حسن ظن به تو نداشته باشد به تو ايمان نياورده است». [٢]
٣- اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود: «الْجُبْنُ وَ الْحِرْصُ وَ الْبُخْلُ غَرائِزُ سُوءٍ يَجْمَعُها سُوءُ الظَّنِّ بِاللَّهِ سُبحانَهُ؛ ترس و حرص و بخل غريزههاى مختلفى هستند كه تمام آنها در سوء ظن به خداوند جمعند». [٣]
به يقين كسى كه به امدادها و نصرت الهى ايمان داشته باشد ترسى از دشمنان خدا به خود راه نمىدهد، و كسى كه به وعدههاى پروردگار در زمينه روزى مطمئن باشد حرص نمىزند و از بخل بيزار است بنابراين صفات سه گانه مزبور در واقع از سوء ظن به خداوند سرچشمه مىگيرد.
آنچه در روايات بالا آمد كه آميخته با نكتههاى لطيفى درباره علل و انگيزهها و پىآمدهاى سوءظن به مردم و به خدا بود بخشى از روايات فراوانى است كه درباره سوءظن در منابع معتبر آمده است و ما از ميان آنها ده روايت درباره سوءظن نسبت به مردم و سه روايت در مورد سوءظن به خداوند را گلچين كرديم و در بخش تحليلها به نكات مختلفى كه در اين روايات آمده است مىپردازيم.
حسن ظن در روايات اسلامى
به همان نسبت كه سوءظن مايه ويرانى جامعه و بدبختى انسانها و تشتّت كارها و ناراحتى روح و جسم است، حسن ظن مايه آرامش و وحدت است به همين دليل
[١]. بحارالانوار، جلد ٦٧، صفحه ٣٩٤.
[٢]. همان مدرك، صفحه ٣٩٤.
[٣]. شرح غرر، جلد ٢، صفحه ٦٠.