اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠ - تفسير و جمع بندى
ميان فرشتگان داشت به كلّى از دست داد، و بر اثر خودبزرگ بينى، بى نهايت حقير و ناچيز گشت، قاعدتاً مىبايست متوجّه اشتباه بزرگ خود شود، و به سوى خدا باز گردد، و اين آلودگى را با آب توبه بشويد و آتشى را كه بر دامنش نشسته با اشك شرمسارى خاموش كند، ولى اين كار را نكرد، بلكه تلاش كرد كه در لجن زار عصيان باز هم فروتر رود و اين دليلى جز تكبّر و حسادت و لجاج نداشت، تصميم گرفت از آدم و فرزندان او انتقام بگيرد و آنها را با وسوسههاى خود گمراه كند، نه تنها يك روز و دو روز، و يك ماه و يك سال، بلكه تا پايان دنيا به اين كار زشت و نفرتانگيز ادامه دهد، همه جا بزم گناه را گرم كند و در هر اجتماعى لجن پراكنى نمايد و تا آنجا كه مىتواند زن و مرد و كوچك و بزرگ را به فساد و بدبختى بكشاند.
اينجا بود كه عرض كرد: «خداوندا! مرا تا روز رستاخيز مهلت ده و زنده بگذار- فرمود: درخواست تو را پذيرفتم، تو از مهلت داده شدگان هستى (اكنون با اين عمر طولانىِ عجيب چه كارى مىخواهى انجام دهى) عرض كرد: حال كه مرا گمراه ساختى من بر سر راه مستقيم تو مىنشينم و براى آنها كمين مىكنم (و از هر سو به گمراه ساختن آنها مىپردازم) (قالَ انْظِرْنِى الَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ- قالَ انَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ- قالَ فَبما اغْوَيْتَنِى لَاقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ).
بى شك عمر طولانى سرمايه بزرگى براى هر كس مىتواند باشد كه در آن بر حسنات خود بيفزايد، اشتباهات خود را اصلاح كند، و اگر گذشته تاريكى داشته است آن را مبدّل به آيندهاى نورانى كند، ولى اين عمر طولانى براى طاغيان و ياغيان و لجوجان نتيجه معكوس داشت.
اجابت دعاى او در زمينه اين عمر طولانى يك رحمت الهى بود و شايد پاداشى بود براى عبادت چندين هزار سال او در دنيا، شايد بيدار شود و باز گردد، ولى اين نعمت هنگامى كه به دست افراد لجوج، طاغى و ياغى بيفتد تبديل به نقمت مىشود.
چهارمين آيه سخن از لجاجت قوم نوح عليه السلام است كه در برابر پيامبر بسيار مهربان