اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - تفسير و جمع بندى
روشن و آيه بيّنه را مىديدند باز بر انكار اصرار مىورزيدند، و خداوند براى بيداركردن آنها گاه آنها را در فشار بلاها قرار مىداد و گاه نعمت فراوان به آنان ارزانى مىداشت، نه آن بلا و عذاب، و نه اين نعمت و رحمت، هيچ يك در آنها اثر نداشت چون لجوج و متعصّب و نادان بودند.
به گفته بعضى از مفسران، طغيان اشكال مختلفى دارد، طغيانِ علم، همان تفاخر، و طغيان مال، بخل و طغيان عبادت، ريا و طغيان نفس، پيروى از شهوات [١] و انسان بر اثر لجاجت گرفتار همه اين طغيانها مىشود.
در دوّمين آيه باز سخن از مشركان لجوج است كه به هيچ قيمت حاضر نبودند تسليم منطق گويا و روشن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله شوند، و خدايان ساختگى خود را رها سازند.
قرآن مجيد در اين آيه مىگويد: «آيا آن كسى كه شما را روزى مىدهد اگر روزيش را قطع كند و از شما باز دارد (آيا بتها مىتوانند به شما روزى دهند؟) ولى آنها در سركشى و فرار از حق لجاجت مىورزيدند» (امَّنْ هذَا الَّذِى يَرْزُقُكُمْ انْ امْسَكَ رِزْقَهُ بَلْ لَجُّوا فِى عُتُوٍّ وَ نُفُورٍ).
قرآن مجيد مكرر اين سخن را در برابر بت پرستان تكرار مىكند كه از بتهاى شما هيچ كارى ساخته نيست، نه از شما در برابر دشمن دفاع مىكنند و نه به شما روزى مىدهند، نه با شما سخن مىگويند، نه زيانى دارند و نه نفعى و نه عقل و نه شعورى، با اين حال دليل پرستش آنها چيست؟ ولى با اين كه آنها هيچ پاسخى براى اين سخن نداشتند باز هم لجوجانه به پرستش بتها ادامه مىدادند.
در سومين بخش از اين آيات به نخستين لجوج و متعصب يعنى شيطان اشاره مىكند، هنگامى كه بر اثر تكبّر، مطرود درگاه خداوند شد و مقام منيعى را كه در
[١]. روح البيان، جلد ٦، صفحه ٩٨.