اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٧ - تفسير و جمع بندى
در نهمين آيه سخن از عنوان مراء كه چيزى شبيه به جدال است در ميان آمده مىفرمايد «آگاه باشيد كسانى كه درباره قيامت به ستيزه جويى (و ترديد و انكار) برمىخيزند، در گمراهى (عميق و) دورى قرار دارند». (الا انَّ الَّذِينَ يُمارُونَ فِى السَّاعَةِ لَفِى ضَلالٍ بَعِيدٍ).
روشن است كه هدايت فرع بر آن است كه انسان حقجو و حق طلب باشد و حق را نزد هر كس و هر جا ببيند با آغوش باز پذيرا شود، و هرگاه تعصبها و لجاجتها و كبر و غرور مانع از تسليم حق در برابر ناحق گردد انسان به گمراهى كشيده مىشود آن هم گمراهى عميق و خطرناكى.
فرق ميان جدال و مراء و جهات مشترك اين دو را بعداً خواهيم گفت.
در دهمين و آخرين آيه، سخن از قوم لجوج لوط است، كه هر قدر اين پيامبر بزرگ به آنها هشدار داد و آنها را از عذاب الهى بيم داد، و جدى و قطعى بودن مجازات را به آنها گوشزد كرد، آنها نپذيرفتند، و به مجادله و ستيزه جويى در برابر او برخاستند، مىفرمايد «لوط آنها را از مجازات (عظيم ما) آگاه ساخته بود، ولى آنها اصرار بر مجادله و القاء شك و شبهه داشتند». (وَلَقَدْ انْذَرَهُمْ بَطْشَتَنا فَتمارَوْا بِالنُّذُرِ).
و همين امر سبب شد كه قوم لوط در حجابى از غفلت و بى خبرى فرو روند تا زمانى كه فرمان الهى صادر شد، و شهرهاى آنها بر اثر زلزلههاى شديد زير و رو گشت و بارانى از سنگهاى آسمانى بر ويرانهها و جسدهاى بى جان آنها باريد. آرى اين است نتيجه جدال و مراء در برابر حق.
اين آيات به خوبى خطرات اين دو رذيله اخلاقى را نشان مىدهد و بازگو مىكند كه چگونه انسان بر اثر جدال از هدايت باز مىماند و به ولايت شيطان تن در مىدهد، و در ضلال بعيد و انواع عذابهاى الهى غوطه ور مىشود.