اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٥ - تفسير و جمع بندى
اشاره به اين كه او خود را بنده خدا مىدانست، و هرگز راضى نبود كسى او را پرستش كند، و اگر ديگران راه انحراف پوييدند و او را يكى از خدايان سه گانه پنداشتند گناهى متوجه او نيست، و نبايد از دوزخيان باشد، بنابراين قابل مقايسه با بتها يا افرادى مثل فرعون نيست.
جمله «بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ» نشان مىدهد كه يكى از سرچشمههاى جدال بهباطل، خصومتها و عداوتها است كه انسان را به ستيزه جويى غير منطقى وامىدارد. و غالباً خودش مىداند باطل مىگويد، ولى كينهتوزى و عداوت، به او اجازه تسليم در برابر حق نمىدهد.
در هفتمين آيه پس از اشاره به حرام بودن مردار و حيواناتى كه براى بتها قربانى مىكردند، يا گوشت هايى كه به هنگام ذبح حيوان، نام خدا بر آن برده نمىشد مىفرمايد: «اين كار گناه است» (وَ انَّهُ لَفِسْقٌ).
سپس به توجيهات غلطى كه براى كار خود داشتند اشاره كرده مىافزايد:
«شياطين به دوستان خود سخنانى مخفيانه القا مىكنند تا با شما به مجادله برخيزند و اگر از آنها اطاعت كنيد، مشرك خواهيد بود». (وَ انَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ الى اوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلَوُكُمْ وَ انْ اطَعْتُمُوهُمْ انَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ).
مجادله باطل آنها- به گفته جمعى از مفسران بزرگ مانند مرحوم طبرسى و ابوالفتوح رازى و فى ظلال- اين بود كه آنها مىگفتند كه اگر ما گوشت حيوانات مرده را مىخوريم به خاطر آن است كه خدا آن را كشته، و از حيوانى كه ما مىكشيم بهتر است، در حقيقت تحريم مردار يك نوع بىاعتنايى به كار خدا است.
اين توجيه سخيف و باطل براى مردار خوارى همان چيزى است كه شياطين انس و جن به دوستان خود القا مىكردند، تا به كمك آن به مجادله با كلام حق برخيزند، و گوشتهاى آلوده مردار را با گوشت پاكيزه حيوانى كه به نام خدا ذبح شده است مقايسه كنند، بلكه آن را برتر بدانند.
از اين تعبير به خوبى استفاده مىشود كه اين گونه مجادلهها انگيزه شيطانى