اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٢ - تفسير و جمع بندى
و ممكن است اشاره به همه پيمانهاى بالا اعم از فطرى و تشريعى باشد.
به هر حال آيه بالا گواه بر اين حقيقت است كه مسأله پيمان شكنى و عدم پايبندى به عهدها، يكى از عوامل مؤثّر بدبختى همه امتها بوده است، همان گونه كه در دنياى امروز نيز چنين است تا ضعيف و ناتوانند طرفدار عهد و پيمانند و همين كه قدرتمند شدند عهد و پيمانى را به رسميت نمىشناسند، و زور و قلدرى معيار رابطه آنها با ديگران است.
در هشتمين و آخرين آيه مورد بحث بعد از ذكر بخشى از جنايات يهود و عوامل آن مىفرمايد: آيا هر بار آنها عهد و پيمانى با خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله بستند جمعى از آنان، آن را دور نيفكندند و با آن مخالفت نكردند، آرى اكثر آنها ايمان نمىآوردند (و اين پيمان شكنى نيز بخشى از كفر و بىايمانى آنها را تشكيل مىدهد) (اوَ كُلَّما عاهَدُوا عَهْداً نَبَذَهُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ بَلْ اكْثَرُهُمْ لا يُؤمِنُونَ).
از يك سو از آنها پيمان گرفته شده بود كه به پيامبر موعود كه بشارتش در تورات آمده است ايمان بياورند، نه تنها ايمان نياوردند بلكه پيمانى را كه با پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله هنگام هجرت به مدينه بستند كه لااقل به دشمنان آن حضرت نپيوندند، آن را نيز شكستند، و مخصوصاً در جنگ احزاب آشكارا با مشركان مكه هم صدا شدند، و برضد اسلام و مسلمين موضع گرفتند.
اين شيوه ديرينه يهود است كه غالباً به عهد و پيمان خود وفادار نيستند، و هرزمان گوشهاى از منافعشان به خطر بيفتد، تمام عهدها را به دست فراموشى مىسپرند.
هم اكنون صدق گفتار قرآن را در عصر و زمان خود در پيمانهايى كه صهيونيستها مىبندند مشاهده مىكنيم كه هر وقت منافعشان به خطر بيفتد، عهدنامههايى را كه چند روز يا چند ماه پيش با مخالفان خود امضا كردهاند رسماً زير پا مىگذارند، و حتى به معاهدات بينالمللى در زمينه روابط ملتها و مصوّبات