اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٠ - تفسير و جمع بندى
در ششمين آيه خطاب به همه مسلمانان كرده و مىفرمايد به پيمان الهى- هنگامى كه پيمان بستيد- وفا كنيد، و سوگندهايتان را بعد از تأكيد آن نشكنيد (وَأوفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ اذا عاهَدْتُمْ وَ لا تَنْقُضُوا الْايْمانَ بَعْدَ تُوكيدِها ...).
در اينكه مراد از عهدالله (پيمان الهى) در اين آيه چيست در ميان مفسران گفتگو است، بعضى آن را به معنى پيمان هايى كه مردم با خدا مىبستند يا بيعتى كه با پيغمبر او كرده بودند مىدانند در حالى كه بعضى ديگر تصريح كردهاند كه منظور همه پيمانها با همه انسانها يا با خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله است، و بنابراين مفهوم عامى دارد، زيرا خداوند دستور داده است به آن عمل شود، بنابراين يك نوع پيمان الهى محسوب مىشود، و يا منظور پيمانهايى است كه در سايه نام خدا با افراد بسته مىشود، شبيه قسم هايى كه انسان به نام خدا نسبت به انجام تعهدى در برابر ديگران ياد مىكند.
به هر حال مفهوم آيه عام باشد يا خاص دليلى بر اهميت وفاى به عهد از ديدگاه اسلام و قرآن است.
جالب اين كه بعد از آن كه قرآن در اين آيه مسأله وفاى به عهد و سوگندها را مورد تأكيد قرار مىدهد، به دنبال آن مىفرمايد: «همانند آن زن (سبك مغز) نباشيد كه پشمهاى تابيده خود را پس از محكم شدن، وا مىتابيد (شما هم نسبت به سوگندهايتان چنين نباشيد) و سوگند (و عهد) خود را وسيله خيانت و فساد قرار ندهيد (وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِى نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ انْكَاثاً تَتَّخِذُونَ ايْمانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ).
از اين تعبير چنين استفاده مىشود كه عدم پايبندى به سوگند و عهد و پيمان نوعى سبك مغزى و حماقت است. و همچنين استفاده از پيمانها و سوگندها براى خيانت و تقلب و فساد.
دليل آن هم روشن است، اگر اركان وفاى به عهد و پيمان در جامعه متزلزل شود، همه در آتش بىاعتمادى خواهند سوخت و پيمانشكنان در واقع تيشه بر ريشه خود مىزنند، كارى كه هيچ عاقلى نبايد مرتكب آن شود.
و از آنجا كه گاهى افراد و گروههاى قوىتر به خود اجازه مىدهند كه به بهانههاى