اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٠ - پيامدهاى رازدارى و افشاى اسرار
دليل بايد در حفظ اين اسرار كوشيد.
در حديثى از امام كاظم عليه السلام چنين نقل شده است كه فرمود: «احْفَظْ لِسانَكَ تُعِزَ، وَلا تُمَكِّن النَّاسَ مِنْ قِيادِ رَقَبَتِكَ فَتُذِّلَ؛ زبانت را حفظ كن تا آبرومند باشى، و زمام اختيار خود را به دست مردم نده كه ذليل خواهى شد». [١]
جالب اينكه در آغاز اين حديث چنين آمده است: «انْ كانَ فِى يَدِكَ هذِهِ شىءٌ، فَانْ اسْتَطَعْتَ الَّا تُعْلَمَ هذِهِ فَافْعَلْ؛ هرگاه در يك دست تو چيزى باشد و بتوانى كارى كنى كه دست ديگر با خبر نشود بكن». [٢]
از اينجا روشن مىشود كه هرگاه كسى از اسرار ديگرى باخبر شود، نزد او امانت است اگر آن را افشا كند خيانت در امانت كرده، و سبب مىشود كه او گرفتار خسارات عظيمى شود، يا مقام و موقعيت اجتماعى او به خطر افتد و يا تنگ نظران و حسودان بر ضد او تحريك و بسيج شوند، و يا اراذل و اوباش در مال و عرض و ناموس او طمع ورزند.
به همين دليل در احاديث بالا خوانديم كه مىفرمود: «اسرار شما مايه خوشحالى شما است اگر آنها را كتمان كنيد، ولى اگر افشا كنيد مايه هلاكت شما است».
بنابراين انسان تا ممكن است بايد اسرار خود را به كسى نگويد و به تعبير ديگر سينه او صندوق سرّ او باشد، و اگر ضرورتى ايجاب كرد، يا بر اثر تصادفى ديگرى از آن آگاه شد، او بايد در حفظ اسرار بكوشد و نسبت به برادر مؤمنش خيانت نكند.
در مورد افشاى اسرار مذهب و مكتب در برابر متعصبان لجوج و كينه توز كه هيچ مذهب و مكتبى را تحمل نمىكنند، و هيچ فكرى غير از فكر قاصر خويش را به رسميت نمىشناسد نيز مطلب همين گونه است مخصوصاً در مورد فضائل ائمه معصومين عليهم السلام كه شنيدن آن براى دشمنان حسود و تنگ نظر سخت و سنگين است.
همچنين در مورد حفظ اسرار سياسى و نظامى كشور اسلام و افشاى آن كه گاه سرنوشت كشور اسلام را به خطر مىاندازد يا سبب مىشود خونهاى بىگناهان
[١]. اصول كافى، جلد ٢، صفحه ٢٢٥، حديث ١٤.
[٢]. همان مدرك.