اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٨ - رازدارى در روايات اسلامى
«رَحِمَ اللَّهُ الْمُعَلِّى قَدْ كُنْتُ اتَوَقَّعُ ذلِكَ انَّهُ قَدْ اذاعَ سِرَّنا، وَ لَيْسَ النَّاصِبُ لَنا حَرْباً بِاعْظَمِ مَؤُنَةً عَلَيْنا مِنَ الْمُرِيعُ عَلَيْنا سِرَّنا؛ خدا معلّى را رحمت كند، من هم چنين انتظارى درباره او داشتم، او اسرار ما را فاش كرد، و كسى كه در برابر ما به جنگ برخيزد مشقت او بر ما بيش از كسى نيست كه اسرار ما را فاش كند». [١]
به هر حال حفظ اسرار ائمه اهلبيت عليهم السلام و به طور كلى حفظ اسرار مذهب از مسائل مسلّمى است كه نمىتوان در آن ترديد كرد، چرا كه اگر اين اسرار فاش شود و دشمنان بر آن دست يابند، در مورد فضايل آنها حسادت مىورزند، و در مورد برنامههاى اجتماعى و تربيتى آنان سعى مىكنند، تمام آنها را خنثى نمايند، به همين دليل دستور اكيد به حفظ اسرار داده شده است.
شاخه ديگر از رازدارى، حفظ اسرار نظامى و سياسى كشور اسلامى است، كه لزوم آن از بديهيّات است، به همين دليل پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هم خودش نسبت به اين مسأله فوق العاده اهميت مىداد، و هم اصحاب و يارانش را به آن توصيه مىكرد، و بسيارى از پيروزىهاى مسلمين به خاطر حفظ همين اسرار بود.
مثلًا در داستان فتح مكه اگر آن زن (ساره) كه از سوى دشمنان مأمور بود آمادگى مسلمانها را براى فتح مكه به مشركان قريش برساند، در كار خود موفق مىشد مكه به اين آسانى فتح نمىشد، و اى بسا خونهاى زيادى از طرفين بر زمين مىريخت. ولى تأكيد پيامبر صلى الله عليه و آله بر كنترل راهها و توقيف كردن آن زن مرموز و خبرچين سبب شد كه لشكر عظيم اسلام ناگهان در كنار مكه پياده شد، و مشركان كه خود در برابر عمل انجام شده يافتند، تسليم شدند.
در روايات اسلامى به اين مسأله نيز اشاره شده و تعبيرهاى پرمعنايى در اين روايات ديده مىشود از جمله:
[١]. مرآة العقول، جلد ١١، صفحه ٦٢.