اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٢ - پيامدهاى سوء تجسّس
سازند و شايد حديثى كه مىگويد: «مَنْ بَحَثَ عَنْ اسْرارِ غَيرِهِ اظْهَرَ اللَّهُ اسْرارَهُ؛ كسى كه از اسرار ديگران جستجو كند، خداوند اسرار او را فاش مىكند». [١]
و حديث ديگرى كه مىگويد: «مَنْ كَشَفَ حِجابَ اخِيِهِ انْكَشَفَ عَوراتِ بِيْتِهِ؛ كسى كه پرده از اسرار ديگران بردارد، اسرار خانه او فاش خواهد شد». [٢] ممكن است اشاره به همين معنى، يا اشاره به اثر وضعى و مجازات الهى اين عمل در دنيا باشد.
در حديث ديگرى از همان امام بزرگوار آمده است: «مَنْ تَطَّلَعَ عَلى اسرارِ جارِهِ انْتَهَكَتْ اسْتارُهُ؛ كسى كه تفتيش از اسرار همسايه خود كند، پرده اسرار او پاره مىشود». [٣]
سرچشمههاى اين رذيله اخلاقى يعنى تفتيش در احوال و اسرار ديگران نيز بسيار است، از جمله:
١- سوءظن و بدبينى غالباً انسان را به سوى تجسّس درباره ديگران مىراند و هرگاه جاى خود را به حسن ظن بدهد، به فكر تفتيش پيرامون عيوب ديگران نخواهد افتاد. به همين دليل- همانگونه كه در سابق نيز اشاره شد- در آيه ١٢ سوره حجرات، نهى از تجسّس به دنبال نهى از سوء ظن قرار گرفته است.
٢- آلودگى به گناهان و عيوب مختلف يكى ديگر از عوامل جستجوگرى در حال ديگران است، چرا كه افراد آلوده و پر عيب مىخواهند همتايانى پيدا كنند و از اين طريق به خود آرامش كاذب دهند كه اگر ما آلودهايم كيست كه آلوده نباشد.
در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم: «شَرُّ النَّاسِ الظَّانُّونَ وَ شَرُّ الظَّانِّينَ الْمُتَجَسِّسُونَ ...؛ بدترين مردمسوءظن برندگانند و بدترين سوءظن برندگان، تفتيش كنندگانند». [٤]
٣- حسد و كينه توزى و عداوت و تكبر و خود برتر بينى هر كدام مىتواند عاملى براى جستجوگرى باشد تا مقصود را از درجه اعتبار بيندازد، و زهر عداوت خود را
[١]. شرح غررالحكم، جلد ٥، صفحه ٣٧١، حديث ٨٧٩٩.
[٢]. همان مدرك، حديث ٨٨٠٢.
[٣]. همان مدرك، حديث ٨٧٩٨.
[٤]. مستدرك الوسائل، چاپ جديد، جلد ٩، صفحه ١٤٧، حديث ١٥ (باب ١٤١).