اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٨ - اشاره
تخريب آنان است. با اين اشاره به قرآن مجيد باز مىگرديم.
تنها آيهاى كه در قرآن مجيد با صراحت نهى از تجسّس مىكند آيه ١٢ سوره حجرات است مىفرمايد:
«يا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنَوا اجْتَنِبُوا كَثِيْراً مِنَ الظَّنِ انَّ بَعْضَ الظَّنَّ اثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لايَغْتَبْ بَعْضُكُم بَعْضاً؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد از بسيارى از گمانها بپرهيزيد چرا كه پارهاى از گمانها گناه است و (در كار ديگران) تجسّس نكنيد، و يكديگر را غيبت ننمايد ..».
همانگونه كه در بحث غيبت و سوءظن نيز اشاره شده، آيه شريفه فوق از سه چيز نهى مىكند كه در واقع علت و معلول يكديگرند، نخست از گمان بد كه سرچشمه تجسّس مىشود، سپس از تجسّس كه سبب آگاهى بر عيوب پنهانى مردم و غيبت آنان مىگردد.
همان گونه كه در بالا اشاره شد «تجسّس» بار منفى دارد و معمولًا در مواردى گفته مىشود كه يك كار غير اخلاقى صورت مىگيرد. ولى «تجسّس» در جايى به كار مىرود كه انسان در جستجوى شىء مطلوبى باشد. چنانكه در داستان «يوسف» عليه السلام مىخوانيم كه «يعقوب» به فرزندانش دستور داد: «يا بُنَىَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ اخِيْهِ وَ لا تَيْئَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ؛ اى فرزندان من برويد و از (گم شدههاى من) يوسف و برادرش جستجو كنيد و از رحمت الهى مأيوس نشويد». [١]
بعضى نيز گفتهاند: تحسّس به معنى گوش دادن مخفيانه يا استراق سمع نسبت به سخنان ديگران است در حالى كه تجسّس، جستجوى عملى از اسرار و عيوب ديگران مىباشد.
اين نكته قابل توجه است كه نهى از تجسّس در آيه سوره حجرات، هيچ قيد و شرطى ندارد، و اين نشان مىدهد اصل بر حرمت تجسّس به عنوان يك قاعده كلى است، و اگر در شرايط خاصى به خاطر اهداف مهمترى مجاز شمرده شود، عنوان استثناء خواهد داشت.
[١]. يوسف، آيه ٨٧.