اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٣ - ١- تأثير راست گويى در زندگى انسانها
يك سياستمدار پر نفوذ اگر يك يا چند بار به مردم دروغ بگويد به سرعت نفوذ خود را از دست مىدهد.
يك دانشمند اگر تحقيقات خود را به دروغ آلوده كند، اعتماد تمام محافل علمى از ابتكارات و تحقيقات او سلب مىشود، و ديگر به گفتههاى او اعتمادى نيست.
يك مؤسسه اقتصادى اگر فقط در معرفى يك نوع از كالاهايش دروغ بگويد مردم نسبت به تمام فرآوردههاى او بدبين مىشوند، و طرفداران و مشتريان خود را بهزودى از دست مىدهند.
در مديريتها اگر مدير در گفتار و رفتار خود صادق نباشد، نظام و انضباط مديريت او از هم متلاشى مىشود.
به اين ترتيب به اينجا مىرسيم كه پايه و اساس هر گونه پيشرفت معنوى و مادى در اجتماع اعتماد متقابل برخاسته از صدق و راستى است.
لذا در روايتى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: «الصِّدْقُ صَلاحُ كُلِّ شَىءٍ الكِذْبُ فَسادُ كُلِّ شَىءٍ؛ راست گويى سبب اصلاح هر چيز و دروغ سبب فساد همه چيز مىشود». [١]
و در حديث ديگرى از همان بزرگوار آمده است كه فرمود: «الْكَذّابُ وَ الْمَيِّتُ سَواءٌ فَانَّ فَضِيلَةَ الْحَىِّ عَلَى الْمَيِّتِ الثِّقَةُ بِهِ، فَاذا لَمْ يُوثَقُ بَكَلامِهِ فَقَدْ بَطَلَتْ حَياتُهُ؛ دروغ گو ومرده يكسان است، زيرا برترى انسان زنده بر مرده همان اعتماد به او است، هنگامى كه به گفتار او اعتمادى نباشد زنده بودن او بىاثر است». [٢]
ديگر اين كه صداقت و راستى به انسان آبرو و شخصيت مىدهد، در حالى كه دروغ مايه رسوايى و بىآبرويى است. صادقان هميشه سربلند و آبرومندند، و دروغگويان سر به زير و بىآبرو هستند.
به همين دليل در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است كه فرمود: «عَلَيْكَ بِالصِّدْقِ، فَمَنْ صَدَقَ فِى اقْوالِهِ جَلَّ قَدْرُهُ؛ هميشه راست گويى را پيشه كن چرا كه آن كس كه در سخنان خود راست گو باشد، قدر و مقام او در جامعه بالا مىرود». [٣]
[١]. همان، جلد ١، صفحه ٢٨١.
[٢]. همان، جلد ٢، صفحه ١٣٩.
[٣]. شرح غرر، جلد ٤، صفحه ٢٩٦.