خرد گرايى در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٥ - ٢/ ٣ گوناگون
٨٥٨. امام على عليه السلام- در توبيخ مردمان بصره پس از واقعه جمل-: زمين شهر شما به آب، نزديك و از آسمان، دور است. عقلهاى شما سَبُك و بردبارى شما آشفته گشت. پس براى تيرانداز، نشانه و براى خورنده، لقمه، و براى درنده، شكاريد.
٨٥٩. امام على عليه السلام: با دوست نادانْ همنشينى مكن و از او بپرهيز. چه بسيار نادانانى كه هنگام دوستى، انسانهاى بردبار را به نابودى كشاندند.
٨٦٠. امام باقر عليه السلام: به راستى دلى كه در آن دانش نيست؛ مانند سراى ويرانى است كه آباد كنندهاى ندارد.
٨٦١. امام عسكرى عليه السلام: تربيت نادان و بازگرداندن آنكه به چيزى عادت كرده، از عادتشْ معجزه است.
٨٦٢. لقمان عليه السلام: اگر حكيمى تو را كتك زند و تو را بيازارد، بهتر از آن است كه شخص نادانى تن تو را با روغنى خوشبو روغنْ مالى كند.
ر. ك: ص ٨٥ «زنهار از كنار نهادن خردورزى».
٢/ ٣ گوناگون
٨٦٣. پيامبر صلى الله عليه و آله: خداوند به سبب جهلْ هيچ كس را عزيز نكرد و به سبب بردبارى، هيچ كس را خوار ننمود.
٨٦٤. امام على عليه السلام: ناآگاهى به فضيلتها، از زشتترين رذيلتهاست.
٨٦٥. امام على عليه السلام: نادانى و بخل، بدى و زيان است.
٨٦٦. امام على عليه السلام: هيچ دوستى بدتر از نادانى نيست.