خرد گرايى در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧٣ - ٢/ ٢ سرزنش نادان
٨٤٢. امام على عليه السلام: مبغوضترينِ بندگانْ نزد خداوند متعال، نادان است؛ چرا كه خداوند، او را از نعمت عقل كه بر همه بندگانش ارزانى داشته، محروم كرده است.
٨٤٣. امام على عليه السلام: كار نادان، زيان است و دانش او گمراهى است.
٨٤٤. امام على عليه السلام: بدبختترين مردمان، نادان است.
٨٤٥. امام على عليه السلام: نادان، مردهاى است ميان زندگان.
٨٤٦. امام على عليه السلام: نادان، كوچك است، گرچه پير باشد، و دانشمند، بزرگ است، گرچه خردسال باشد.
٨٤٧. امام على عليه السلام: نادانى، سنگى است كه از آن آب نجوشد و درختى است كه چوبش سبز نگردد و زمينى است كه سبزه در آن نرويد.
٨٤٨. امام على عليه السلام: نادان، در هر حالتى در زيان است.
٨٤٩. امام على عليه السلام: هر نادانى، فتنه زده است.
٨٥٠. امام على عليه السلام: نادان، سرگردان است.
٨٥١. امام على عليه السلام: سيطره نادان، عيبهايش را آشكار كند.
٨٥٢. امام على عليه السلام: نعمت در دست نادان، مانند گلزارى است در زبالهدان.
٨٥٣. امام على عليه السلام: هر چه نعمتهاى نيكو در دست نادان باشد، بر زشتى او بيفزايد.
٨٥٤. امام على عليه السلام: دولت نادان، مانند غريبى است كه براى نقل مكانْ در حركت است.
٨٥٥. امام على عليه السلام: به آنكه از خِرَد بى بهره است، اميدوار مباش.
٨٥٦. امام على عليه السلام: زبان نيكوكار، از سبكى نادانْ ابا مىكند.
٨٥٧. امام على عليه السلام: جز تيزى شمشير، نادان را باز ندارد.