خرد گرايى در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٣ - ٥/ ٥ ويژگى هاى خردمندان
پيامبران را اجابت مىكنند، كسانىاند كه بهتر خدا را بشناسند و عالمترين كسان به دستورهاى الهى، آنانى هستند كه از خردى نيكوتر برخوردار باشند و برترين جايگاه در دنيا و آخرت، ويژه چنين كسانى است.
اى هشام! بندهاى نيست، جز آنكه فرشتهاى موى جلو سرش را گرفته است؛ فروتنى نكند، مگر آنكه خداوند او را بزرگى بخشد و بزرگى نكند، جز آنكه خداوند او را پست گرداند.
اى هشام! خداوند دو حجّت بر مردم دارد: حجّتى آشكار و حجّتى پنهان.
حجّت ظاهر، رسولان، انبيا و اماماناند و حجّت پنهان، عقلهاست.
اى هشام! خردمند كسى است كه انجام كارهاى حلال، او را از شكرگذارى باز ندارد و حرام بر صبر و شكيبايىاش غالب نشود.
اى هشام! هر كس سه چيز را بر سه چيز مسلّط گرداند، گويا هواى نفسش را بر نابودى عقلش يارى دادهاست: آنكه روشنى انديشه را با آروزهاى دراز، تاريك سازد؛ با سخن گفتن بسيار، حكمتهاى نغز خود را محو سازد، و چراغ عبرتش را با شهوات نفسانىاش خاموش كند. چنين كسى، گويى هواى نفس را بر نابودى عقلش يارى دادهاست و آنكه عقل خويش را تباه كند، دين و دنيايش تباه گردد.
اى هشام! چگونه كردارت نزد خدا شايسته باشد، با آنكه عقلت را از دستورهاى پروردگار، بازداشتى و هواى نفست را در پيروزى بر خرد، اطاعت كردى.
اى هشام! بر تنهايى شكيبا بودن، نشانه توانمندى خرد است. پس هر كس نسبت به خداوند شناختى داشته باشد، از دنياطلبان و اهل دنيا كناره گيرد و به آنچه نزد پروردگار است، رغبت كند؛ و خداوند، مونس او در وحشت، و يار او در تنهايى، و سرمايه او در تنگدستى، و عزيز كننده او با نبودِ ايل و تبار، خواهد بود.
اى هشام! خلق براى اطاعت خدا آفريده شدهاند و هيچ نجاتى جز در طاعت نيست. طاعتْ به دانش، و دانش به آموزش، و آموزش به عقل، گره