فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٠ - چرا معتزله مى نامند؟
اين اعتزال ارتباطى به مكتب كلامى و عقيدتى «معتزله» ندارد و ملاك در يكى، غير از ملاك در دومى است از اين جهت نمى تواند، اولى ريشه دومى باشد، حتى خود معتزله اين وجه تسميه را نپذيرفته اند. «بلخى» مى گويد: همه معتزله على را بر ديگران ترجيح داده ومحارب با او را گمراه مى دانند وهرگز با دشمن او رابطه اى برقرار نمى كنند، مگر آنگاه كه توبه كند، يك چنين گروه را با اين خصوصيت نبايد معتزل ازعلى وسياست او دانست.
٢ـ برخى مى گويند: آنگاه كه حسن بن على با معاويه صلح كرد، گروهى ازحسن بن على جدا شدند ونام خود را «معتزله» نهادند وهمه آنان در گذشته از يارانعلى بودند كه ملازم مساجد و خانه هاى خود شدند ولقب «اعتزال» به خود گرفتند.
اين نظر نيز بسان گذشته چندان استوار نيست، زيرا اعتزال اين گروه يك نوع اعتزال سياسى بوده، در حالى كه معتزله يك مكتب كلامى و نظرى است وهيچ مانعى ندارد كه يك كلمه در دو مورد به كار رود بدون آنكه يكى فرع ديگرى باشد.
٣ـ نظر مشهور اين است كه در زمانى كه حسن بصرى در بصره حلقه درس ووعظ و خطابهاى داشت مردى بر او وارد شد وگفت:اى پيشواى دين، در زمان ما گروهى پيدا شده اند كه مرتكبان كبائر را تكفير مى كنند (خوارج) در حالى كه گروه ديگر، ارتكاب كبيره را منافى ايمان نمى دانند واصولاً عمل در مذهب آنان ركن ايمان نيست ومعتقدند كه گناه، مضر به ايمان نيست همچنانكه اطاعت، با كفر مفيد نيست (مرجئه).
در اين موقع «حسن بصرى» سر به زير افكند تا در پاسخ پرسش سائل بينديشد، ناگهان واصل بن عطا شاگرد او به استاد مهلت نداد، گفت: من مى گويم مرتكب كبيره نه مؤمن است ونه كافر، بلكه او در مرحله اى است ميان دو مرحله، آنگاه از محضرا ستاد برخاست وبه يكى از ستونهاى مسجد تكيه كرد وپاسخ