فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٧٥ - آثار نظام
بود ودر مناظره دست توانايى داشت. قاضى عبد الجبار مى نويسد:هارون الرشيد هر نوع مجادله در دين راممنوع ساخت ومتكلمان را از هر گونه بحث كردن باز داشت. روزى به وسيله يكى از پادشاهان «سند» نامه اى به او رسيد كه در آن نامه آمده بود:تو رئيس قومى هستى كه از در انصاف وارد نمى شوند ومقلد ديگرانند وپيروزى آنها به وسيله شمشير است. اگر واقعاً بر دين خود اطمينان دارى، كسى را به سوى من اعزام كن تا با او به مناظره بپردازم. اگر تشخيص دادم كه آيين تو حق است، با كسانى كه با من هستند پيرو تو مى شوم.
رشيد يكى از قاضيان بغداد را به سند اعزام كرد. او به حضور ملك رسيد. در كنار او يك نفر از سمنى ها نشسته بود وگويا او ملك را به نگارش نامه به هارون وادار ساخته بود. ملك سند قاضى را به احترام پذيرفت ودر بالاى مجلس نشانيد، به مرد سمنى دستور داد كه با او مناظره كند كه اينك مناظره او را به صورت فشرده نقل مى كنيم.
سمنى: از خداى خود خبر بده، آيا قادر وتواناست يا نه؟
قاضى مسلمان: بله قادر وتواناست.
سمنى: آيا او قادر است مانندخود را خلق كند؟
قاضى: اين مسأله مربوط به علم كلام است وبحث در باره آن بدعت است واساتيد ما اين علم را تحريم مى كنند.
پادشاه: ياران واستادان تو چه كسانى هستند؟
قبل ازآنكه قاضى پاسخ بگويد، سمنى رو به پادشاه كرد وگفت: من قبلاً به تو گفتم كه اينها افرادى جاهل ومقلد هستند ودر سايه شمشير پيش مى روند.
در اين هنگام ملك به قاضى دستور داد كه به بغداد برگردد ونامه اى نيز به هارون الرشيد نوشت ودر آن چنين آورد: باب مكاتبه را من گشودم وهنگام نگارش