فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٢٠ - ١ـ معتزله واتهام به آلودگى اخلاقى
٣ـ مى گويند: او كتابى به نام «ألف مسألة في الرد على المأنوية» نگاشت.
٤ـ حفص بن سالم را براى مناظره با جهم بن صفوان روانه خراسان كرد، تا با او به مناظره بپردازد وپس از در گذشت واصل، پيروان او نيز اين راه را ادامه دادند.[١]
٥ـ هارون براى مناظره با «سمنيها» در شرق آسيا، بر خلاف ميل باطنى خود «معمر بن عباد» معتزلى را روانه كرد، زيرا در ميان اهل حديث، شخص شايسته اى نبود كه بتواند با اين گروه دست وپنجه نرم كند ورجوع به اهل بيت پيامبر ودست پرورده هاى آنان، با خط سياسى بنى عباس سازگار نبود.
قاضى عبد الجبار متوفاى سال ٤١٥، با تمام حق كشيهايى كه در كتاب المغنى خصوصاً در جلد بيستم در حق شيعه انجام داده، ولى كار او در مقام مبارزه با ملحدان وشكاكان قابل ستايش است. كتاب «تنزيه القرآن عن المطاعن» كتاب نفيسى است كه از او به يادگار مانده است. محقق كتاب «اصول خمسه» از كتاب ديگر او به نام «تثبيت دلائل نبوة سيدنا محمد» ياد مى كند ومى نويسد: او در صدد نشر اين كتاب است.
ما درعين مخالفت با اغراق گويى وپوشانيدن لباس عصمت بر اندام دانشمندان معتزلى، ياد آور مى شويم كه در مقام معدل گيرى، اين گروه امتيازاتى دارند كه اشاعره فاقد آن مى باشند ودر عين حال، در ميان هر دو گروه متطرف وحاد، معتدل ومنصف، فراوان پيدا مى شوند وسخن ما در باره همه گروههاى اسلامى گفتار خداست.
(ربنا اغفر لنا ولاخواننا الذين سبقونا بالإيمان) (حشر/١٠)