فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩٣ - ٣ـ مسأله از شاخه هاى توحيد است
بخارى در صحيح خود مى گويد: پيامبر گرامى فرمود: اسلام بر پنج اصل استوار شده است: گواهى دادن بر وحدانيّت خدا ورسالت محمّد صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم، به پا داشتن نماز واداى زكات وانجام فريضه حجّ وروزه ماه رمضان. [١]
روى اين دو اصل چگونه پيشواى حنابله به خود جرأت مى دهد وچهار گروه ياد شده در زير را تكفير مى كند؟ او مى گويد:
١ـ كسى كه بگويد قرآن مخلوق است، كافر است.
٢ـكسى كه بگويد قرآن كلام خداست ودر گزينشيكى از دو طرف توقّف نمايد كافر است، حتّى گروه دوّم از گروه نخست خبيث تر وناپاكترند.
٣ـ كسى كه بگويد آنچه كه ما از قرآن مى خوانيم وتلاوت ميكنيم مخلوق است نيز كافر است.
٤ـ كسى كه با اين سه گروه هم عقيده نباشد امّا آن را تكفير نكند، او نيز كافر است[٢].
به راستى انسان در برابر اين نوع تهاجم بى رحمانه در تعجّب وشگفت است، اين نوع فتواها بود كه توده مردم را به جان معتزله انداخت وبه وسايل مختلف بر زندگى فردى واجتماعى وحياتى آنان خاتمه داد.
گرد وغبار تعصّب در محيط علمى، سيماى حقيقت را مى پوشاند ودرنتيجه طرفين به عمق گفتار يكديگر پى نمى برند. چه تعصبى بالاتر از اين كه انسانى بگويد، قرآنى كه در مساجد خوانده ويا روى برگها نوشته مى شود نيز قديم است[٣] يعنى آهنگهاى قاريان وخطوط خوش نويسان، همگى قديم بوده و حادث