فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٨٦ - استدلالهاى عقلى مجوزين رؤيت
علم حضورى است، يعنى ذات او از خويش غايب نيست زيرا عوامل غيبت كه زمان ومكان وتجزيه است به ذات او راه ندارد.
در باره مقدمه دوم ياد آور مى شويم: هيچ ملازمه اى ميان دو مقدمه وجود ندارد، بالأخص كه گفته شد مقصود از رؤيت خدا، مشاهده ذات به علم حضورى است.
٢ـ تحقق بخش رؤيت وجود است، به گواه اينكه چيزى به هنگام وجود قابل رؤيت است ودر صورت معدوم بودن ديده نمى شود واين ملاك در باره خدا نيز موجود است.
ياد آورى مى شود كه وجود زمينه رؤيت را پديد مى آورد نه اينكه علّت تامّه باشد; به گواه اينكه امور نفسانى مانند اراده وكراهت در نفس انسان موجودند ولى قابل رؤيت نمى باشند.
٣ـ اعتقاد به رؤيت هيچ نوع پيامد نادرستى ندارد وموجب حدوث ذات يا حدوث چيزى در ذات ويا تشبيه او به خلق نمى باشد.
پاسخ اين استدلال نيز روشن گرديد، زيرا رؤيت بدون تقابل امكان پذير نيست وتاتقابل ميان چشم ومرئى انجام نگيرد، ديدن امكان نمى پذيرد ولازم تحقق تقابل، جسم وياعرض بودن است.