فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٢ - اصول پنجگانه معتزله
١ـ قرآن مخلوق است ٢ـ خدا ديده نمى شود (نفى رؤيت وتشبيه) ٣ـ جبر در كار نيست (نفى قدر) ٤ـ اعتقاد به منزلة بين المنزلتين ٥ـ صفات خدا زايد بر ذات نيستند.[١]
در حقيقت ابن حزم در مقابل تصريح پيشوايان معتزله، اصول خمسه را تحريف كرده وبه اصطلاح علمى «اقسام» را «مقسم» شمرده است، زيرا مسائل سه گانه يعنى نفى رؤيت، نفى فزونى صفات بر ذات، نفى قديم بودن كلام خدا، همگى از فروع «توحيد» مى باشد وهر موقع در لسان معتزله لفظ «توحيد» وارد شود از آن معنى وسيعى اراده مى شود كه اين اقسام را در بر ميگيرد.
ولى «نفى قدر» كه از فروع اصل «عدل» است وخود اصل مستقلى نيست ودر نتيجه «ابن حزم» از دو اصل اساسى از اصول معتزله به نام «وعد ووعيد» و «امر به معروف ونهى از منكر» يادى نكرده است.
وى كه در طرح عقايد معتزله تا اين حد دچار اشتباه مى شود، طبعاً در طرح عقايد شيعه اشتباه بيشترى را مرتكب خواهد شد.
اكنون سؤال مى شود كه چرا آنان در ميان اين همه معارف الهى واصول، تنها به اين پنج اصل اكتفا كرده اند، در حالى كه برخى از اين اصول، جزو احكام فرعى اسلام به شمار ميروند؟نكته آن اين است كه معتزله در اين پنج اصل با بيشتر طوايف اسلامى اختلاف دارند، تنظيم اين اصول پنجگانه نه به خاطر آن است كه اين اصول از نظر مسائل عقيدتى در درجه اول اهميت قرار دارند، بلكه چه بسا اصولى مانند معاد وبازگشت انسان به زندگى جديد بر اكثر اين اصول تقدم دارد ولى چون مسأله معاد، مورد اختلاف ميان آنان وحشويه واهل حديث واشاعره نبود، از اين جهت آن را جزء اصول پنجگانه قرار نداده واصولى را به عنوان اصول اعتزال معرفى