فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦٩ - آثار نظام
قاضى عبد الجبار مى گويد: او از نظر علم و دانش به پايه اى رسيد كه هيچيك از سران علم كلام به آن پايه نرسيدند. او براى اخذ دانش بسيار حريص و آزمند بود و گاهى پدر از فزونى پرسشهاى او متأذّى مى گشت. او تمام ساعات روز پدر را از سؤال و پرسش رها نمى كرد، آنگاه كه پدر براى استراحت به خوابگاه خود مى رفت، زودتر در خوابگاه حاضر مى شد كه مبادا پدر قبل از او وارد شود و در را بر روى او ببندد. آنگاه قاضى مى گويد: كسى كه براى اندوختن علم و دانش تا اين پايه حريص باشد، از ترقى و تعالى او نبايد شگفت زده شد.
او در حالى كه متكلم برجسته اى بر مذهب اعتزال بود، ولى با والد خود در قسمتى از مسائل اختلاف نظر داشت.[١]
از آراى معروف او قول به «احوال» است كه هنوز در هاله اى از ابهام باقى است و چندان روشن نيست و مى گويند سه چيز جزء«مبهمات» است: احوال ابوهاشم، طفره نظام و كسب اشعرى.
ابن نديم مى گويد: ابو هاشم در سال ٣١٤ وارد بغداد شد (از بصره به بغداد منتقل گشت) او نيز باهوش و زيرك و خوش فهم بود و در سخن گفتن دست توانايى داشت و آثارى از خود به شرح زير به يادگار گذارد: ١ـ الجامع الكبير ٢ـ كتاب الأبواب الكبيرة ٣ ـ كتاب الأبواب الصغيرة ٤ـ الجامع الصغير ٥ـ كتاب الإنسان ٦ـكتاب العوض ٧ ـ كتاب المسائل العسكريات ٨ ـ النقض على ارسطاطا ليس في الكون و الفسـاد ٩ـ كتاب الطبائع و النقض على القائلين بها ١٠ـ كتاب الاجتهاد.[٢]
از سخن خطيب بغدادى استفاده مى شود كه مذهب او در اوايل قرن پنجم در بغداد رواج داشته است و پيروان او را «بهميشه» مى ناميده اند، او مى گويد: بيشتر