فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٥٣ - ٣ ـ ابو الهذيل العلاف(١٣٥ ـ ٢٣٥)
است. مى خواهيم دور او را بگيريم و با او بيعت كنيم و خواسته هاى خود را (شايد توحيد و عدل) به وسيله او آشكار كنيم. آنگاه كه سخنان او به آخر رسيد، امام با او به صورت گسترده سخن گفت و در پايان افزود: از خدا بپرهيزيد. من از پدرم شنيده ام، او بهترين مردم روى زمين و آگاهترين آنان به كتاب خدا و سنت و رسول بود كه پيامبر فرمود: هر كس كه مردم را با شمشير خود بزند و آنان را به سوى خود بخواند در حالى كه در ميان مسلمانان داناتر از او هست، گمراه و زروگوست[١].
در اينجا هر چند عمرو بن عبيد از نفس زكيه حمايت مى كند، ولى آنگاه كه بنى عباس از قيام علويان به نفع خود استفاده كردند و شتر خلافت، در خانه آنها خوابيد و زمام كار را از دست علويها گرفتند، در اين شرايط عمرو بن عبيد به گواه اينكه او رابطه بسيار حسنه اى با منصور داونيقى داشت، تغيير موضع داد و به بنى عباس پيوست .
هنگامى كه ابو جعفر منصور بر سر قبر او حاضر شد، اشعارى در سوك او سروده كه سيد مرتضى آنها را در امالى و ابن خلكان در وفيات الاعيان آورده اند.[٢]
٣ ـ ابو الهذيل العلاف(١٣٥ ـ ٢٣٥)
محمد بن هذيل، معروف به ابو الهذيل علاف سومين شخصيت معتزله در قرن سوم اسلامى است، و در بصره مى زيست و خانه او در كوى علافان بود. او دانشمند بزرگ معتزله وقت خويش و مربى گروهى به شمار مى رفت كه يكى از آنان ابراهيم نظام است، مى گويند: او با زرتشتيان و دوگانه پرستان مناظرات طولانى