فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٤ - ٩ـ تفسير صفات خبرى
از گفتن آن ابا مىورزند واين كه مبادا تصور شود كه خدا ذاتى دارد وبراى او علم است. آنگاه مى گويد:شيخ ابومنصور ماتريدى نيز مى گفت:«خدا عالم بذاته، حي بذاته، قادر بذاته» سپس مى گويد:مبادا تصور شود كه او مى خواهد صفات خدا را نفى كند، در حالى كه او در كتابهاى خود پيوسته صفات ذاتى را با دلايل ثابت مى كند، ولى در عين حال آن را زايد بر ذات نمى داند[١].
٩ـ تفسير صفات خبرى
از نقاطى كه اين دو مكتب در آن با هم اختلاف دارند، تفسير صفات خبرى است كه يكى از موارد آن تفسير آيه (إنّ اللّه على العرش استوى) است. اشعرى به پيروى از احمد بن حنبل، استوا را به معنى استقرار گرفته وبه روشنى مى گويد:«إنّ اللّهَ مستو على العرشِ الَّذي فَوقَ السماوات» خدا بر عرشى كه بالاى آسمانهاست استقرار دارد. آنگاه براى آنكه متهم به تجسيم نشود، چنين مى گويد:خدا همان طور كه گفته است برعرش خود به نحوى كه لايق مقام اوست قرار دارد وگواه اين مطلب آن است كه خدا در آخرين ثلث شب، فرود مى آيد و ميگويد:كيست كه مرا بخواند تا او را اجابت كنم؟ [٢]
بنابراين، اشعرى اين نوع از صفات را به همان معناى حرفى بر خدا ثابت مى داند وهرگز معنى آن را به خدا تفويض ويا تأويل نمى كند ولى براى اينكه متهم به تجسيم نشود، با جمله: «به نحوى كه شايسته اوست» از آن فرار مى كند، در حالى كه ماتريدى در اين نوع از صفات خبرى كه تفسير حرفى آن، مستلزم تجسيم است،