فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٩٣ - پاسخ
وچاره اى جز قبول احتمال پنجم نيست واين همان نظريه ابوعلى وابوهاشم جبائيان است كه قائل به احباطند، چيزى كه هست در طريق اجرا با هم اختلاف دارند.[١]
پاسخ
اساس اين استدلال را جاودانگى مرتكب كبيره در عذاب تشكيل مى دهد، درحالى كه اين اصل ثابت نيست، بلكه خلاف آن ثابت است. در اين صورت احتمال ششمى وجود دارد وآن اينكه مدتى در آتش دوزخ معذب شود، سپس از آتش خارج شده، براى نيل به پاداش خود روانه بهشت گردد ودر آنجا جاودانه قرار گيرد; زيرا آيات قرآن، بر خلود بهشتيان تصريح كرده وآن را «جنة الخلد» [٢] وگاهى «دار الخلد»[٣] خوانده است.
قاضى پس از بيان اين دليل، دست به دامن بيان دومى شده كه با دليل وبرهان همراه نيست وآن اينكه ارتكاب گناه كبيره، فاعل را از صلاحيت دريافت پاداش خارج مى سازد. وجود نقطه يا نقاط سياه در پرونده زندگى كافى است كه او را از قبل، به پاداش اعمال صالح مانع گردد.[٤]
چنين بيانى جز ادعا، چيزى نيست، زيرا همه معاصى حكم واحدى ندارند وآنچنان نيست كه همه آنها پيوند انسان را با خدا قطع مى كند. هر چند مايه دورى از مقام ربوبى ميگردد، گناهى مانند كفر وارتداد ونفاق، قطع رابطه را به دنبال دارند