فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٨٥ - ٣ شفاعت از آن تائبان است نه گنهكاران
وقتى معتزله عمل به وعيد را امر الزامى تلقى كردند به دنبال اين لغزش لغزشهاى ديگرى آغاز شد، مانند:
١ـ عفو از گناهان ممنوع. ٢ـ جاودانگى گنهكار در آتش.٢ـ شفاعت از آن تائبان است نه گنهكاران.
وهمچنين لغزشهاى ديگرى كه به ترتيب بيان مى گردد.
معتزله به تأويل آيات وترك ظواهر قرآن متهم مى باشند، اين نسبت در اين موارد مقرون به حقيقت است. آنان براى حفظ انديشه هاى خود در مورد وعدو وعيد، بسيارى از آيات را تأويل وبه غير ظاهر آن حمل كرده اند، همچنانكه در مسأله شفاعت همين راه را پيموده اند.
مسأله شفاعت از ابتكارات اسلام نيست، بلكه يك انديشه كلامى است كه در شرايع پيشين وحتى نزد عرب بت پرست بوده، نظريه قرآن در باره آن طبعاً مربوط به معنى معروف آن نزد اقوام و ملل خواهد بود كه شفاعت را پذيرفته بودند.
وبه ديگر سخن: اگر قرآن شفاعت را از اصل نفى مى كند ويا آن را دربست مى پذيرد ويا در باره آن به تفصيل قائل مى شود ـ در هر حال ـ در داورى خود ناظر به معنى رايج آن خواهد بود، نه معنى غير رايج كه زاييده انديشه گروه معدودى كه پس از موضع گيرى خاص در عفو گنهكار، به چنين تفسيرى دست يافته اند.
اكنون ببينيم معنى رايج شفاعت چه بود؟
ملاحظه آراى يهود و بت پرستان در باره شفاعت، ثابت مى كند كه آنان به اميد شفاعت شافعان، دست به گناه مى زدند ومعتقد بودند كه در سايه شفاعت، گناهان آنها بخشوده خواهد شد. قرآن پيرامون يك چنين انديشه با پذيرفتن اصلش، آن را به اذن خود مقيد دانسته وميفرمايد:(من ذا الذي يشفع عنده إلاّ باذنه) (بقره/٢٥٥) «كيست كه نزد او شفاعت كند، جز به اذن او». ودر آيه ديگر