فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٦٢ - حل مشكل اراده ازلى
صادر گردد.
يعنى اراده او بر اين تعلّق گرفته كه آفتاب بدون شعور ودرك، اشعه خود را بر دشت ودمن بريزد وزنبور ومورچه از روى غريزه وبا حس وشعور، امّا بدون اختيار وآزادى، شيره درختان را بمكد ولانه شش گوشه بسازد وهمچنين اوخواسته است كه انسان از روى اراده وبا كمال اختيار وآزادى كارهاى خود را انجام دهد.
به عبارت روشن تر: همان طور كه اصل وجود انسان وفعل او مورد خواست خداست، همچنين صفت وقيد فعل او كه همان «اختيارى بودن» آن است نيز مورد خواست او مى باشد.
يك چنين اراده ازلى، نه تنها مخالف آزادى انسان نيست بلكه به نحو روشنى آن را تحكيم وتثبيت مى كند.
زيرا همان طور كه در گذشته مطرح گرديده است، اراده خداوند نافذ وقاطع است وتخلف پذير نيست وهر چيز را به هر شكلى بخواهد به طور قطع به همان نحو انجام مى گيرد. از آن جا كه خداوند خواسته است كه هر فعلى از علت ويژه خود صادر گردد، وچون انسان نسبت به افعال خود فاعل مختار وآزاد است، ناچار خواسته است كه اوعمل خود را از روى انتخاب واختيار انجام دهد، اگر او در عمل خود مختار وآزاد باشد، كار خود را از روى اختيار انجام دهد، در اين هنگام خواسته خدا تحقّق پذيرفته است ولى اگر فرض كنيم او كار خود را به طور جبر وبدون اختيار انجام دهد در اين هنگام كار بر طبق خواسته خدا نبوده وخواسته او جامه هستى نپوشيده است در صورتى كه گفته شد اراده وى تخلف ناپذير است.
درست است كه تمام پديده هاى جهان مورد تعلّق اراده خداست واراده تكوينى خدا بر اين تعلّق گرفته است كه فعلى از انسان معيّن صادر گردد ولى بايد ديد اراده خدا به چه تعلّق گرفته است، آيا اراده خداوند بر اين تعلّق گرفته كه انسان عملى را به هر صورت شده انجام دهد خواه از روى اختيار وخواه از روى جبر واضطرار، يا اين كه اراده ازلى او بر اين تعلّق گرفته كه هر معلولى از علّت خاص وويژه خود صادر گردد؟
در باره انسان كه فاعل مريد ومختار است، اراده كرده است كه او فعل خود را اعم از خوب وبد از روى اراده واختيار با كمال حريّت وآزادى انجام دهد، يك چنين اراده ازلى نه تنها موجب جبر وسلب كننده اختيار نيست بلكه مؤكِد آن است، زيرا اراده خداوند نافذ وتخلف پذير نيست وهرچيزى را به هر نحو وشكلى بخواهد به همان نحو انجام مى گيرد وچون در باره انسان مختار، اراده آن بر اين تعلّق گرفته كه وى از روى اراده واختيار ، علّت فعل خود گردد، در اين صورت صدور فعل، به جز از طريقى كه مورد خواست خداست، محال وممتنع خواهد بود وميان يك چنين خواست(انسان عمل خود را از روى اختيار انجام دهد) وجبر، فرسنگها فاصله است.
خلاصه: اصل وجود اراده ازلى موجب جبر ورافع اختيار نمى گردد بلكه بايد در نحوه چگونگى تعلّق اراده او دقّت كافى به عمل آورد، سپس قضاوت وداورى