فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٦٠ - قضاء وقدر به صورت جزئى
صورت مطلق نيست، بلكه همگى مقيد به اين هستند كه فعل از فاعل خود با ويژگى خاص خود سربزند، اگر فاعل، فاعل مختار است، تقدير وقضاى الهى اين است كه در آينده او با چنين ويژگى، مصدر چنين كارى باشد.
از آنجا كه مسئله قضاء وقدر از اهميّت فوق العاده اى برخوردار است وقضاى خدا، وحتميت بخشيدن او به افعال انسان در نظر گروهى مايه جبر مى باشد حتى گروهى كوشيده اند كه افعال انسان را از قلمرو قضاء وقدر الهى بيرون ببرند، ازاين جهت شايسته است، در باره مشكل اراده ازلى كه عبارت ديگرى از قضاى الهى است سخن بگوييم:
مطلبى كه در حل مشكل اراده ازلى بسيار مهم وحساس است، شناسايى انواع علل خارجى است واز ميان آنها شناسايى دو نوع علّت، اهميّت شايانى دارد واين دو قسم عبارتند از:شناسايى «فاعل مختار» و«علّت مضطر» توضيح اين كه:
علّتى داريم كه داراى شعور وادراك واختيار واراده است ودر انجام عمل مورد نظر خود، مختار وآزاد است مانند انسان ودر اصطلاح دانشمندان به اين قسم «فاعل مختار» مى گويند. در اين مورد نه تنها وجود انسان در فعل او مؤثر است، بلكه اراده واختيار او نيز از مبادى وعلل فعل وى شمرده مى شوند.
به عبارت ديگر: فاعل مختار، علّتى است كه دو راه در برابر او وجود دارد واو با كمال آزادى واختيار يكى را بر ديگرى ترجيح مى دهد.
نوع ديگر از علل، درست نقطه مقابل آن است يا اصلاً فاقد علم وشعور به خود وافعال خويش است ويا ادراك واحساس دارد ولى داراى اختيار واراده نيست واين دسته از علل خواه فاقد شعور باشند يا فاقد اختيار، «فاعل مضطر» ناميده مى شوند.
تابش خورشيد، رشد ونمو گياه، از آن عللى است كه از فعل وكار خود آگاهى ندارند وطبعاً در انجام آن مضطر خواهند بود. جانوران وزنبور ومورچه وساير