فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٤٥ - جبر در انديشه صحابه
نيز خودنمايى مى كرد. ما در اينجا به برخى از موارد اشاره مى كنيم:
١ـ واقدى در مغازى خود مى نويسد:در نبرد حنين ـ آنگاه كه شكست از آن مسلمانان گشت ـ اُم الحارث انصارى عمر بن الخطاب را در حال فرار ديد كه معركه را ترك گفته وبه نقطه اى مى گريزد. اين بانوى مسلمان به او اعتراض كرد وگفت: اين چيست؟ او پاسخ داد: كار خداست.[١]
٢ـ ابو هلال عسكرى مى گويد: نخستين كسى كه افعال بندگان را متعلّق اراده الهى قرار داد، معاوية بن أبى سفيان بود.[٢]
٣ـ خطيب بغدادى از ابى قتاده نقل مى كند:براى عايشه سرگذشت خوارج وسرپيچى آنان از فرمان على نقل شد، وى گفت: چيزى مانع از آن نيست كه من حق را بگويم.از پيامبر شنيدم:امّت من به دو گروه تقسيم مى شوند:گروهى از آنان سرها را مى تراشند، شاربها را مى چينند، لباسهاى كوتاه مى پوشند،قرآن را مى خوانند، اما قرآن از گلوى آنان فراتر نمى رود.محبوبترين امت نزد من وخدا، آنان را مى كشد؟
ابو قتاده مى گويد به عايشه گفتم:تو كه به مقام وموقعيت على به اين نحو آشنا بودى، چرا با او چنين رفتار كردى؟ او در پاسخ گفت: قضا وتقدير الهى بود وبراى تقدير اسباب فراوانى است.[٣]