فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٣٣ - لطف مقرب
به سوى تكليف نرفته وآن را انجام نمى دهند وبه اصطلاح غرض از تكليف، ولو با سرپيچى اختيارى بندگان، صورت نمى پذيرد. در چنين صورتى، انجام اين نوع از كارها از نظر حكمت لازم است وروشنترين مثال آن، همان تعيين پاداشها وكيفرهاست كه محرك نوع مكلفين است.
درست است كه در ميان انسانهاى مكلف، افراد وارسته اى پيدا مى شوند كه بدون چشم داشت در پاداش مقرر، بر تكليف يا كيفر بر مخالفت، قيام به وظيفه مى كنند وعشق به حقيقت وكمال، آنان را به اطاعت خدا سوق مى دهد، اماوجود اين افراد در جامعه اسلامى انگشت شمار است. اكثريت مردم در سايه پاداشها وكيفرها روانه راه اطاعت شده واز مخالفت باز ميايستند واگر در تكليف به بيان آن اكتفا شود ومقرون به وعد ووعيد نگردد، غرض از تكليف حاصل نشده وبندگان به راه سعادت سوق داده نمى شوند وشايد آيات زير، اشاره به همين مسئله باشد.
١ـ (وبلوناهم بالحسنات والسيئات لعلهم يرجعون) (اعراف/١٦٨)
«آنان را با خوشيها وناخوشيها آزموديم، تا به سوى حق بازگردند».
اين آيه حاكى است كه يكى از وسايل بازگشت نوع بشر، بخششها و فشارهاست.
اگر در اين جهان اين دو عامل مايه بازگشت بشر به اطاعت است، وعده هاى الهى در رستاخيز، از هر دو نوع، مايه بازگشت انسان به سوى حق وحقيقت نيزميباشد.
٢ـ (وما أرسلنا في قرية من نبي إلاّ أخذنا أهلها بالبأساء والضراء لعلّهم يضرعون) (اعراف/٩٤)
«به هيچ آبادى، پيامبرى را نفرستاديم، مگر اينكه اهل آنجا را گرفتار سختيها ورنج نموديم تا شايد زارى كنند واز مخالفت دست بردارند».