آثار اسلامي مکّه و مدينه - جعفريان، رسول - الصفحة ٩٥
همچنين حضرتش فرمود: از جمله چيزهايي که از زنان برداشته شده است، يکي هم استلام حجر الاسود است.[١]
روزي عمر در حالي که حجر را مي بوسيد، مي گفت: تو را تنها به خاطر آن که رسول خدا(صلي الله عليه وآله) مي بوسيد، مي بوسم، وگرنه مي دانم که تو سنگي بيش نيستي و نفع و ضرري نداري!
اميرمؤمنان علي(عليه السلام) فرمود: حجر، هم سود دارد و هم زيان، فهذا يشهد للمؤمن بالوفاء و يشهد علي الکافر بالجُحود. ;[٢] اين سنگ وفاي مؤمن را نشان مي دهد و انکار کافر را.
در سال ٣١٧ قمري يکي از فرقه هاي منسوب به اسماعيليان که به قرامطه شهرت داشت، حجرالأسود را از کنار کعبه برداشت و به احساء برد. اين گروه به مدت ٢٢ سال ـ چهار روز کم ـ تا سال ٣٣٩ هجري سنگ را در آنجا نگاه داشتند و سپس در عيد قربان همين سال، آن را به جاي نخست باز گرداندند.[٣] پس از آن، طي سال هاي پياپي، حجر الاسود به طور عمد يا غير عمد از جاي خود کنده شد و هر بار اجزايي از آن خرد و جدا گرديد. هر بار اين اجزا به هم چسبانده شد و همان گونه که گذشت، اکنون مجموعه آن در هاله اي از نقره قرار داده شده است.
حجرالأسود برديوار کعبه درارتفاع ٥/١ متري زمين قرار دارد. استلام و بوسيدن آن سفارش شده و در نقل ها آمده است که رسول الله(صلي الله عليه وآله) مقيّد به استلام و بوسيدن آن بوده است.
گفتني است حجرالأسود آغاز و پايان طواف بوده و برابر آن سنگ سياهي روي زمين (تا انتهاي مسجد) کشيده شده است. به علاوه، چراغي سبز رنگ بر ديوار مسجد
[١] من لايحضره الفقيه، ج ٢، ص ٣٢٦
[٢] نکـ : شرح الأخبار قاضي نعمان، ج ٢، ص ٣١٧
[٣] شرح اين واقعه با عنوان فتنه قرامطه در مکه در فصلنامه ميقات حج شماره پنجم به قلم آقاي يعقوب جعفري چاپ شده است.