آثار اسلامي مکّه و مدينه - جعفريان، رسول - الصفحة ٣٧٠
نَفَر مِن اَصْحابِهِ مُصعدين في الْجَبَل ; او را همراه شماري از اصحابش ديدم که از کوه بالا مي رفت. [١]
کعب بن مالک مي گويد: وقتي مردم متفرق شدند، من نخستين کسي بودم که رسول خدا(صلي الله عليه وآله) را شناختم و به مؤمنان بشارت زنده بودنِ او را دادم. او مي افزايد: من در آن لحظه در شِعب بودم و رسول خدا(صلي الله عليه وآله) اشاره کرد که ساکت شوم[٢] تا سبب شناخته شدن پيامبر(صلي الله عليه وآله) نشوم. طبعاً در آن لحظه هنوز خطر کاملا دفع نشده بود.
نملة بن ابي نمله نيز مي گويد: وقتي مسلمانان شکست خوردند، رسول خدا(صلي الله عليه وآله) را با شماري از اصحابش، از مهاجر و انصار ديدم که بر گردش حلقه زده و همراه او به شعب رفتند. در آن هنگام، مسلمانان نه پرچمي داشتند و نه دسته اي منظم. اين در حالي بود که مشرکان در وادي به راحتي رفت و آمد مي کردند و هيچکس مانع آنان نبود.[٣] تا زماني که دشمن در وادي و آن نواحي بود، پيامبر(صلي الله عليه وآله) در شعب ماند، اما پس از رفتن آنان، از شعب پايين آمدند و به جمع آوري شهدا پرداختند. افرادي که فرار کرده بودند، به تدريج بازگشتند; از شهر نيز زنان به آن سوي آمدند و همه براي دفن شهدا، که بسياري مثله شده بودند، مشغول شدند.
آثار فعلي احد
ايستادن روي کوه رمات و نگريستن به دامنه احد، هر فردي را متأسف و ناراحت مي کند و به ياد خاطره اي تلخ مي اندازد; ماجرايي که سبب شهادت بسياري از اصحاب پاک رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به ويژه سيد الشهدا، حمزه شد. بي گمان اين منطقه عبرت آموزترين نقطه اي است که انسان در مدينه فعلي مي تواند آن را بنگرد.
[١] المغازي، ج١، ص ٢٣٧
[٢] المغازي، ج١، ص ٢٣٦
[٣] المغازي، ج١، ص ٢٣٨