آثار اسلامي مکّه و مدينه - جعفريان، رسول - الصفحة ٥٦
کرده و آنان را صلح داده بود. اکنون نيز اشراف با دولت فاطمي، پيوند يافته و با قدرت يافتن آنان در مصر، عباسيان و فاطميان بر سر تسلط بر مکه که مهم ترين حرم دنياي اسلام است، به رقابتي تنگاتنگ مشغول شدند. تسلط بر اين شهر، به نوعي رسميت و مشروعيت خلافتِ صاحبِ تسلط را در اذهان استوار مي کرد.[١] هيچ چيز براي حاکمان علوي مکه، بهتر از استفاده از اين رقابت براي کشاندن اموال و ثروت بيشتر به اين شهر، مفيد و سودمند نبود. با اين حال، طبيعي بود که اشراف مکه، به لحاظ تشيع فطري، با دولت فاطمي سازش بيشتري داشتند و به نام آنان خطبه مي خواندند. جعفر تا سال ٣٨٠ بر مکه حکومت کرد و پس از وي فرزندانش عيسي و سپس ابوالفتوح حکومت مکه را در اختيار گرفتند.
درست همان طور که مدينه در اختيار نوادگان امام حسين(عليه السلام) بود، مکه در اختيار حسني ها در آمد و درگيري ميان اين دو خاندان آغاز و تا مدتها ادامه يافت. خاندان جعفر بن محمد ياد شده، تا سال ٤٥٣ بر مکه حکومت کردند. اين دولت را، دولت نخست اشراف در مکه معرفي مي کنند. پس از آنها براي دو سال طايفه اشراف سليماني بر مکه حکومت کردند و دوره سوم حکومت اشراف توسط ابوهاشم محمدبن جعفر که او نيز از سادات حسني بود تأسيس گرديد. وي به نام فاطمي ها خطبه مي خواند و پس از گرفتاري فاطمي ها در مصر و قطع کمک آنان، وي از سال ٤٦٢ به نام عباسيان خطبه خواند; با اين حال، به دليل تشيع، جمله حَيَّ عَلَي خَيْرِ العَمَل همچنان در اذان مسجدالحرام گفته مي شد. فاطمي ها به رقابت خود ادامه دادند و خطبه خواني به نام عباسي ها و فاطمي ها، مرتب تغيير مي کرد. اين مسأله بسته به آن بود که کدام يک بتوانند حاکم مکه را با هداياي خود قانع کنند. بي ترديد يکي از آثار نفوذ فاطمي ها در مکه، نفوذ مذهب تشيع در اين شهر بود[٢] که در سه شکل اسماعيلي، زيدي و امامي خود را نشان مي داد. جامع اين سه گرايش، همان شعار حيّ علي خير العمل بود که هيچ سنّي با
[١] احمد السباعي، تاريخ مکه، ص ١٩٤
[٢] همان، ص ٢١٦