آثار اسلامي مکّه و مدينه - جعفريان، رسول - الصفحة ٥٧
آن موافق نبوده و برخاستن اين ندا از اذان مسجد الحرام، همه آنان را ناراحت مي کرد.
امارت مکه سپس به قاسم فرزند محمد بن جعفر و آنگاه به فرزند وي فليته رسيد. پس از درگذشت وي در سال ٥٢٧ ميان خاندان آنان اختلاف افتاد. با روي کار آمدن دولت زنگي ـ نورالدين زنگي ـ آنان در مکه نفوذ يافتند; اما کار همچنان در اختيار اشراف بود. با روي کار آمدن صلاح الدين ايوبي از سال ٥٦٩ در مکه به نام وي خطبه خوانده مي شد. آخرين فرد از دولت سوم اشراف که بر مکه حکومت کرد، داودبن عيسي بود که تا سال ٥٩٧ امارت مکه را در اختيار داشت.
دوره چهارم حکومت اشراف توسط شخصي با نام قتادة بن ادريس آغاز گرديد. اين شخص باقدرتي که به دست آورد، به طور کامل بر مکه تسلط يافت و به گونه اي رفتار کرد که به رغم دشمني هايش با عباسيان، آنان مجبور به پذيرش وي شدند. در واقع، مکه در وضعيتي بود که به دليل طمع اميران نواحي مختلف ـ عراق، مصر و يمن ـ در آن، لزوما مي بايست شخصي از همان محيط امارت را در دست داشته باشد. اين شخص، کسي جز از سادات مکه که اشراف ناميده مي شدند، نبود. به همين دليل، در سخت ترين وضعيت باز هم دولت ايوبي يا عباسي، تن به حکومت يکي از اشراف علوي مي داد.
پس از قتاده فرزندش حسن و سپس راجح به قدرت رسيدند و البته اين دوره; يعني چهار دهه نخست قرن هفتم هجري، دوره آشوب و آشفتگي بود.
مکه در دوره مماليک و عثماني ها
از سال ٦٥٢ ـ چهار سال پيش از سقوط بغداد ـ يکي از نوادگان قتاده با نام ابونُمي قدرت را در مکه به دست گرفت. با سقوط عباسيان، دولت مماليک[١] در مصر تأسيس شد و بَيْبَرس، حاکم قدرتمند مملوکي در سال ٦٦٧ به حج آمد و مورد استقبال ابونُمي قرار گرفت. ابونمي پس از پنجاه سال حکومت بر مکه، به سال ٧٠١ درگذشت. وي در اين
[١] دولت غلامان ترک که در اواسط قرن هفتم هجري در مصر و شام پديد آمد و تا سال ٩٢٢ که حکومت مملوکي به دست سلطان سليم عثماني بر افتاد، مهم ترين دولت اسلامي به شمار مي آمد.