آثار اسلامي مکّه و مدينه - جعفريان، رسول - الصفحة ٥٥
گفتني است که افزون بر حاکم مکه، از سوي دولت عباسي، شخصي به عنوان
اميرالحاج هر ساله کار اداره حج را عهده دار بود و ممکن بود که اميريِ حُجّاج به دست خود حاکم مکه سپرده شود; همان طور که ممکن بود شخص برجسته ديگري از خاندان عباسي يا جز آن، کار اميريِ حاجيان را عهده دار شود.
پس از مأمون، افرادي از خاندان عباسي و نيز برخي از اميران ترک، که اکنون در دربار عباسي نفوذي نامحدود به دست آورده بودند، به امارت مکه رسيدند. قيام هاي علويان از سال ٢٥٠ به بعد، سراسر دنياي اسلام را گرفت و از جمله، اسماعيل بن يوسف در سال ٢٥١ بر مکه چيره شد، اما سال بعد درگذشت. در سال ٣٠١ علوي ديگري براي مدتي شهر مکه را تصرف کرد.
شهر مکه در سال ٣١٧ به تصرف قرامطه به رهبري ابوطاهر قرمطي درآمد. اين گروه، فرقه اي از اسماعيليه بودند که به تدريج کوس استقلال زدند ودر اين سال مکه رااشغال کردند و حجر الأسود را برداشته، به سرزمين خودشان هجْر در سواحل جنوب شرق خليج فارس ـ جايي که امروز احساء و بحرين است ـ بردند. آنان پس از بيست و دوسال حجر الاسود را به جايش بازگرداندند، بدون آن که درخواستي از دولت عباسي يا اميران ديگر دنياي اسلام داشته باشند.
از نيمه قرن چهارم به اين سوي، نفوذ علويان در دنياي اسلام بيشتر شد و عباسيان نيز تا اندازه اي با آنان کنار آمدند. براي سالها پدر شريف مرتضي و شريف رضي; يعني ابواحمد موسوي که نقابت طالبيان را داشت، از طرف حکومت عباسي امير الحاج بود.[١]
دولت فاطمي و حکومت اشراف در مکه
درست در سالي که فاطميان بر مصر چيره شدند; يعني سال ٣٥٨، يکي از شرفا و سادات مکه با نام جعفر بن محمد... بن حسن بن حسن بن علي(عليه السلام) مکه را در اختيار خود گرفت. پيش از آن، معزّ فاطمي در کار اصلاح ميان آل جعفر و حَسَنيون در مکه دخالت
[١] احمد السباعي، تاريخ مکه، ص ١٧٥