آثار اسلامي مکّه و مدينه - جعفريان، رسول - الصفحة ٥٤
سرکوب شد و دولت عباسي که متزلزل شده بود، استقراري مجدد يافت. منصور اين بار عبدالصمد بن عبدالله عموي خود را حاکم مکه کرد. اين شخص کسي است که سُدَيف ابن ميمون را، که به نفع علويان شعر مي سرود، در مکه زنده به گور کرد.
حضور اميران عباسي در اين شهر، مي توانست سدّي در برابر قيام هاي علويان باشد. منصور در دوران خلافتش چهار سفر به حج آمد و در سفر پنجم; يعني در سال ١٥٨ در مکه مرد و در کنار قبرستان معلاة مدفون شد. امروزه محله کنار قبر او را که در حاشيه خيابان قرار دارد، جعفريه (احتمالا به نام ابوجعفر منصور) مي نامند.
مکه تا سال ١٦٩ که حسين بن علي شهيد فخ قيام کرد، در اختيار امراي عباسي بود. در اين سال، اين علوي دست به قيام زد و با توجه به محبوبيتي که داشت و با وجود شهادت سريعش، ضربه سختي بر دولت عباسي وارد کرد. منطقه اي که وي به شهادت رسيد، تا به امروز منطقة الشهد خوانده مي شود و مقبره اش همچنان باقي است.
ادريس بن عبدالله علوي که از واقعه فخ گريخت، دولتي علوي در آفريقا تأسيس کرد. و برادرش عبدالله نيز در ديلمستان ايران قيامي ترتيب داد که خاموش شد.
در سال ١٩٩ بار ديگر يکي از علويان با نام حسين بن حسن معروف به افطس، به مکه آمد و تحت رهبري سري بن منصور شيباني که به نام علويان در عراق قيام کرده بود، مدتي مکه را در اختيار خود داشت. با شکست سري، وي کوشيد تا براي محمد بن جعفر الصادق(عليهما السلام) از مردم مکه بيعت بگيرد. وي که از پيران علوي اين شهر بود و به ديباج شهرت داشت، کار را به دست فرزندش علي و نيز حسين بن حسن افطس سپرد. مأمون در سال ٢٠٠ هجري قمري، سپاهي را به مکه فرستاد و ديباج را به تسليم وا داشت. در سال ٢٠٢ باز علوي ديگري با نام ابراهيم بن موسي الکاظم(عليه السلام) بر مکه غلبه کرد که توسط عباسيان از مکه بيرون رانده شد.
مأمون که در ظاهر با علويان اظهار دوستي مي کرد، پس از سرکوبي اين حرکت ها، در بيشتر دوران حکومتش، شهر مکه را در اختيار برخي از علويان گذاشت. اين برخورد، زمينه را براي تسلط بيشتر علويان بر حجاز فراهم کرد.