آثار اسلامي مکّه و مدينه - جعفريان، رسول - الصفحة ٥١
بايستد. خداوند در قرآن فرمود:
" قَدْ نَري تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ... " [١]
ما به هر سو گردانيدن رويت در آسمان را نيک مي بينيم. پس تو را به قبله اي که بدان خشنود شوي برگردانيم; پس روي خود را به سوي مسجد الحرام کن; و هر جا بوديد، روي خود را به سوي آن برگردانيد.
اما از نظر سياسي، به دليل مرکزيت مدينه، شهر مکه در درجه دوم از اهميت قرار گرفت. اين زمان، شخصيت هاي برجسته شهر مکه به مدينه رفتند تا در دولت جديد بهره و نصيبي داشته باشند. بسياري از اين افراد، کساني بودند که در سال هشتم هجرت، به زور مسلمان شده بودند. براي نمونه، از آن پس، طايفه بني اميه در مدينه ديده شدند نه در مکه.
در دوره پيامبر(صلي الله عليه وآله) مدتي مُعاذ بن جَبَل و زماني هم حارث بن نَوْفَل بن حارث بن عبدالمطّلب و زماني عَتّاب بن اُسيد بر مکه حکومت کردند. در زمان خلفا، برخي از مهم ترين واليان مکه عبارت بودند از: نافع بن عبدالحارث، عبدالله بن ابزي، خالد بن عاص مخزومي و عبدالله بن خالد بن أسيد اموي. و در زمان امام علي(عليه السلام) ، نخستين حاکم مکه، ابوقتاده انصاري و دومين آنها قُثَم بن عباس و سپس معبد بن عباس بود. آخرين حاکم اين شهر از سوي امام علي و امام حسن(عليهما السلام)، جارية بن قدامه بود.
با رفتن امام علي(عليه السلام) از حجاز به عراق، در سال ٣٦ هجري، مرکز خلافت از مدينه به عراق انتقال يافت و مدينه و مکه، در عين حفظ اهميت ديني خود، به عنوان حرمَين ، از نظر سياسي موقعيت چنداني نداشتند; گرچه چهره هاي شاخص ديني و سياسي از صحابه و فرزندان آنان، هنوز در اين دو شهر فراوان بودند.
امام حسن(عليه السلام) بعد از صلح با معاويه به مدينه بازگشت. برادرش امام حسين(عليه السلام) نيز در
[١] بقره : ١٤٤