آثار اسلامي مکّه و مدينه - جعفريان، رسول - الصفحة ٣٦٩
اين عبارت به خوبي اشاره دارد که خالد از قسمت چپ سپاه اسلام قصد حمله داشته است; وَ کُلَّما اَتي خالِد مِن قِبَلِ مَيْسرة النّبيّ(صلي الله عليه وآله) ليَحوز حتّي يَأتِيَ مِن قِبَلِ السَّفح فَيَردّه الرُّمات حَتّي فَعَلوا ذلک مرار ; چندين بار خالد کوشيد از سمت چپ پيامبر عبور کند تا از دامنه کوه، بر مسلمانان بتازد، ليکن تيراندازان مانع شدند.
به گمان قوي، خالد از آغاز جنگ، در جنوب رمات، به فاصله اي قابل توجه در کمين بوده تا به سمت شرق رفته، کوه رمات را دور بزند و از سَفْح جبل; يعني درست از پايين کوه احد، يا به عبارتي دامنه اُحد به مسلمانان حمله کند. به هر روي جاي ترديد نيست که خالد قصد دور زدن کوه رمات از پايين به بالا را داشته تا در دامنه احد از پشت بر مسلمانان يورش ببرد و چنين کرد.
مسير رسول خدا(صلي الله عليه وآله) پس از خاتمه جنگ
نتيجه يورش سپاه شرک، تفرقه و پراکندگي و فرار مسلمانان بود. در اين ميان، رسول خدا(صلي الله عليه وآله) از اهداف اصليِ مشرکان بود، اما به دليل پوشيده بودنِ صورتِ آن حضرت، کسي ايشان را نشناخت. شماري از مسلمانانِ آگاه; از جمله امام علي(عليه السلام) و ابودجانه در کنار رسول خدا(صلي الله عليه وآله) بودند و پس از متفرّق کردن سپاهياني که آنان را در تنگنا قرار داده بودند، همراه آن حضرت به درون شعب آمدند. مشرکان سرمست از پيروزي، در آن لحظه به داخل شعب نيامدند و تنها در همان فضاي دشت گونه منطقه جرف به تعقيب مسلمانان فراري، مُثله کردنِ شهدا و احياناً جمع آوري وسايل موجود پرداختند. در اين باره که رسول خدا(صلي الله عليه وآله) داخل شعب شدند، کمترين ترديدي وجود ندارد.
زماني که يکي از مشرکان با به شهادت رساندن مصعب، گمان کرد پيامبر(صلي الله عليه وآله) را کشته و خبر آن را اعلام کرد، ابو سفيان از خالد در اين باره پرسيد. خالد که متوجه ورود رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به شعب شده بود، به ابوسفيان گفت: رَأَيتُهُ أَقْبَل في