ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٢٧ - ج دعاهاى هشتاد ركعت، تكميل صد ركعت
هوا را تيره مىسازند.[١] از گناهانى به تو پناه مىبرم كه پرده را كنار مىزند، و از گناهانى به تو پناه مىبرم كه جلوى باران آسمان را مىگيرند».
[٨٩ و ٩٠] سپس دو ركعت نماز مىخوانى و آنچه را امامان : روايت شده و نيز دعاى پيشين را مىگويى:
«خداوندا! تويى كه آن دو نوجوان را به خاطر صلاح پدر و مادرشان حفظ كردى و مؤمنان، تو را خواندند و گفتند: ما را مايه آزمايش گروه ستمگران قرار مده».
خداوندا! تو را به رحمتت سوگند مىدهم و تو را به پيامبرت، پيامبر رحمت، سوگند مىدهم و تو را به على و فاطمه سوگند مىدهم و تو را به حسن و حسين كه درود تو بر او و همه آنان باد سوگند مىدهم و تو را به همه نامها و صفاتت[٢] سوگند مىدهم و تو را به نام بزرگترِ بزرگترت سوگند مىدهم؛ نامى كه چون به آن نام خوانده شوى، آنچه را به طاعتت نزديكتر و از نافرمانىات دورتر و به عهدت وفاكنندهتر و حقّت را اداكنندهتر باشد، رد نمىكنى.
از تو مىخواهم كه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستى و مرا به آن نشاط بخشى و مرا بنده سپاسگزار خويش سازى. تو از ميان بندگانت، كسى جز مرا مىيابى كه عذابش كنى؛ امّا من جز تو را نمىيابم كه مرا بيامرزد. تو بىنياز از عذاب منى و من به رحمتت نيازمندم.
تو جايگاه هر شكايت و حاضر در هر نجوا و نهايت هر نياز و نجاتدهنده از هر لغزش و پناه هر پناهجويى.
از تو مىخواهم كه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستى و با فرمانبُردارىات، مرا از نافرمانىات نگهدارى و با آنچه دوست دارى، از آنچه خوش ندارى، نگه دارى و با ايمان از كفر، با هدايتْ از گمراهى، با يقينْ از شك، با امانتْ از خيانت، با راستى از دروغ، با حقْ از باطل، با تقوا از گناه، با معروفْ از منكر، و با يادْ از فراموشى، حفظم كنى.
خداوندا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و تا مرا زنده داشتهاى، عافيتم بخش و سپاس را بر آنچه به من دادهاى، الهامم كن و بر من مهربان و عطوف باش، اى بزرگوار!».
چون از دعا فارغ شدى، سجده كن و در سجدهات بگو:
«خداوندا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و با حِلم و بخشندگى خود، از ستم و گناهم درگذر. اى پروردگار! اى بزرگوار! اى آن كه خواهانش
[١] كنايه از سرگردانى است، يا بلاى شديد و آشكار شدن آثار خشم خدا در فضا( ر. ك: بحارالأنوار: ٥٨/ ٢٧٤ وج ٨٧/ ٢٥٣).
[٢] شايد مقصود از اركان، مطلق صفات خدا يا صفات ذات او باشد، گويا كه بر آنها تكيه مىشود و شايد اركان آفرينش، از عرش و كرسى و آسمانها مقصود باشد( ر. ك: ملاذ الأخيار: ٥/ ٩٢).