ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠١٧ - ٣/ ٧ خواندن دعاى ندبه پس از نماز
باش و هر كه خوارش مىكند، خوارش كن!".
و فرمود:" هر كه من پيامبرش بودم، على امير و فرمانده اوست" و فرمود:" من و على از يك درختيم و مردم ديگر، از درختانى پراكندهاند" و او را نسبت به خود، جايگاهى بخشيد كه هارون نسبت به موسى داشت و به او فرمود:" تو نسبت به من، به منزله هارون به موسى اى، جز آن كه پس از من، پيامبرى نيست".
و دخترش را كه سَرور زنان جهان است، به همسرىِ او درآورد و از مسجد خود، آنچه بر خودش حلال بود، بر على هم حلال ساخت و همه درها را بست، مگر درِ او را. سپس دانش و حكمت خود را نزد على به وديعت نهاد و فرمود:" من، شهر عِلمم و على، درِ آن است. پس، هر كس خواستار آن شهر باشد، بايد از درِ آن درآيد".
سپس فرمود:" تو، برادر و وصى و وارث منى. گوشت تو از گوشت من، و خون تو از خون من است و صلح با تو، صلح با من است و جنگ كردن با تو، جنگ كردن با من است. ايمان، با گوشت و خونت آميخته است، آن گونه كه با گوشت و خون من در آميخته است و تو فردا [ى قيامت،] كنار حوض [كوثر]، جانشين منى و تويى كه بدهىِ مرا ادا مىكنى و وعدههايم را به انجام مىرسانى، و پيروان تو بر منبرهايى از نورند، با چهرههايى سفيد كه در بهشت، اطراف من و همسايگان مناند. اى على! اگر تو نبودى، پس از من، مؤمنان باز شناخته نمىشدند".
و على ٧ پس از پيامبر، روشنگرى از گمراهى، و فروغى از نابينايى، و ريسمان استوار خدا، و راه راست پروردگار بود. نه كسى در خويشاوندى و سابقه در دين، از او پيشتر بود و نه كسى در منقبت، به او مىرسيد. پا به پاى پيامبر ٦ پيش مىرفت و براى تأويل قرآن، [با مخالفان] مىجنگيد و در راه خدا از ملامت هيچ ملامتگرى بيم نداشت.
در راه خدا، خون سران عرب را ريخت و دلاورانشان را كشت و گرگهاى آنان را از هم دريد و در دلهايشان كينههايى از بدر و خيبر و حنين و جز آنها بر جاى نهاد. آن گروه نيز بر دشمنى با او همدست شدند و به جنگ با او روى آوردند، تا آن كه او با عهدشكنان [در جنگ جمل] و ستمگران [در صفّين] و بيرونروندگان از دين (نهروانيان) جنگيد و آنان را كشت.
و چون روزگارش سر آمد و شقىترينِ مردم كه از نگونبختترينِ