فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ١٧٢ - تعليقات
ق (ص ١٢٥) مؤيّد ضبط مرعشى است.
١١٧/ ٢- :-/ چنين است در اعظم. مرعشى: «ع».
١١٧/ ٦ يك تير پرتاب يا دو تير پرتاب/ عبارت عربى اين است: «غلوة أو غلوتين» (ق، ص ١٢٦).
«غلوه سهم» مقياس مسافت تقريبى است و مقصود از غلوه سهم مقدارى از مسافتى است كه يك تير متعارف از كمان متعارف با قوه بازوى متعارف پس از پرتاب (افقى در زمين مسطح) از تاب افتاده بر زمين مىافتد. همين اندازه از مسافت را «غلوه سهم» مىگويند و آن را بين سيصد تا چهار صد ذراع تخمين زده و بعضى آن را با دويست گام تحديد كردهاند. بديهى است كه مسافت طىشده يك پرتاب تير به عوامل متعدّدى از قبيل زور بازوى تيرانداز، كيفيّت و نوع زره و كمان و ... بستگى داشته است و به همين جهت تعيين مقدار تحقيقى آن دشوار است.
(نگر: فرهنگ تاريخى ارزشها و سنجشها، ج ١، ص ٨٨ و ٣٠٨ و ٣٠٩).
١١٧/ ٨ صبحى/ چنين است در مرعشى و اعظم.
ق (١٢٦): «فغدونا من غد ...».
«صبحى» (صبح+ ى) قيد زمانى است كه امروزه در فارسى گفتارى بسيار به كار برده مىشود.
پسوند «ى» به قيد زمان و گاهى به اسم متّصل مىشود و قيد زمانهايى مىسازد كه معمولا يادآور آخرين رويداد از نوع خود و گوياى آن است كه شنونده بيش و كم از فضاى سخن و رويداد اطّلاع دارد. اين ساختار در روزگار ما به زبان گفتارى منحصر شده و بسيار زاياست؛ مىگوئيم: «صبحى حسن را ديدم» يعنى امروز صبح حسن را ديدم؛ «جمعهاى در خانه ماندم» يعنى همين جمعه گذشته در خانه ماندم؛ «عيدى هوا سرد بود» يعنى نوروز گذشته هوا سرد بود (سنج: اشتقاق پسوندى در زبان فارسى امروز؛ ص ٢٠).