فرحة الغری ت علامه مجلسی - سید بن طاووس - الصفحة ١٨١ - تعليقات
١٣٦/ ١٨ روشن شده است/ چنين است هر دو دستنوشت، اعظم و مرعشى.
ق (ص ١٦٦): «قد ردّ بصره».
مرحوم علّامه مجلسى (رضي الله عنه)، «روشن شدن» را به معناى «بينا شدن» به كار بردهاند.
صائب تبريزى بارها «روشن شدن» را به همين معنا به كار برده است:
|
نيست جز دريوزه دلبستگيها را كليد |
كور اگر آيد به اين درگاه، روشن مىشود |
|
|
كور اگر روشن شود در روضهاش نبود عجب |
كان حريم خاص، مالامال از نور خداست |
|
|
وه! چه گويم از صفاى روضه پر نور او |
كز فروغش كور روشن مىشود بىاختيار |
|
«روشن كردن» را هم به معناى «بينايى بخشيدن» به كار برده:
|
بوى پيراهن زليخا را كجا روشن كند؟ |
شمع هيهاتست پاى خويش را روشن كند |
|
(نگر: فرهنگ اشعار صائب، ج ١، ص ٤٦) ١٣٦/ ٢١ ابو الغازى/ چنين است در اعظم و مرعشى.
ق (ص ١٦٧) و ن (ص ١٤٥): «ايلغازى» ١٣٧/ ١٤ اشرفى/ علّامه مجلسى- قدّس سرّه-، «دينار» را به «اشرفى» برگردانيده است.
تازىگويان عموما هر نوع سكّه زر را «دينار» گفتهاند ولى در كاربردهاى ويژه «دينار» مشخّصات و وزن معيّنى دارد. نام «اشرفى» در ايران گويا از اواخر سده نهم و يا آغازههاى سده دهم بر سكّه زر اطلاق گرديده و به قول شيخ ابراهيم سليمان، نويسنده الأوزان و المقادير، «دينار» در بلاد عجم و مجاور آن به «اشرفى» موسوم شده است. به كاررفتگى «اشرفى» در بدايع الوقايع واصفى و تاريخ عالم آراى عبّاسى و حبيب السّير خوندمير و ...، فرض انتساب اشرفى را به اشرف افغان قويّا مردود مىسازد. (نگر: